Recently in تکنولوژی Category

خب فعلا حداقل همه چی نشون داده می‌شه تا جایی که خودم می‌بینم. خود upgrade کردن خیلی آسون بود. Movable Type جدید خیلی نصب کردنش آسون شده. ولی بدیش این بود که از نسخه ۳ مدل template و ایناشون عوض شده بود و  می‌خواستم اونو هم upgrade  کنم و خلاصه در وافع از اول همه چی رو درست کردم. الان یه عالم جا حتما هست که فارسی نشده، رنگش به بقیه جاها نمی‌خوره و از این جور ایرادا که سعی می‌کنم کم کم درست کنم.

خیلی وقت بود می‌خواستم movable type رو upgrade کنم. بالاخره دارم این کار رو می‌کنم. خلاصه این روزا اگه قیافه اینجا عجیب غریبه ببخشید.

وای خدایا من دلم می‌خواست اینو می‌دیدم. تو رو خدا ببینین چه کار خوشگل و بامزه‌ای کرده‌ان. اومدن پروفایل مردم رو از سایت‌های دوست‌یابی می‌گیرن و بعد با بادکنک‌های قرمز و آبی جنبه‌های مختلفش رو نشون می‌دن.

نمایشگاهش تو موزه هنرهای مدرن نیویورکه ( MOMA ) تا ۱۲ می. اگه فقط سه روزها فقط سه روز بیشتر می‌بود من می‌تونستم برم.اگه رفتین بیاین برای من تعریف کنین که تو واقعیت هم به این بامزگی تو ویدیوش بود یا نه. راستی کسایی که تو ایرانین اگه یوتیوب فیلتره و نتونستین ببینین و خواستین بگین سعی می‌کنم ویدیوش رو بگذارم رو سایت خودم.

۱- فقط یه ماه مونده تا آخر ترم. از یه طرف خوبه چون دیگه راحت می‌شم! و بر می‌گردم خونه خودمون. از یه طرف دیگه خیلی نگران پروِژه‌ام. خدا کنه بتونم تمومش کنم.

۲- فقط پروژه هم که نیست. یه مقاله، دو تا پروژه برنامه‌نوشتنی، یه تمرین مساله‌حل‌کردن هم هست. یکی از درسامون استادش گفت که می‌خواد یه نظرسنجی بذاره آن‌لاین که ما ترجیح می‌دیم فاینال بدیم یا پروِژه. با بچه‌ها که بحث می‌کردیم فاینال خب خوبیش اینه که فوقش یه روز می‌خونی و دو ساعت هم امتحان می‌دی و تموم می‌شه مخصوصا که این امتحانش جزوه بازه. اما از طرف دیگه پروِژه امکان نمره خوب گرفتن توش بیشتره. چون خب انقدر روش کار می‌کنی تا کار کنه دیگه. مثل امتحان نیست که کلی بنویسی بعد از سر جلسه که میای بیرون تازه می‌فهمی غلط بوده. ولی خب وقت خیلی بیشتری می‌گیره. حالا از اون طرف چون اولی که این درس رو گرفته بودیم قرار بود که با map-reduce که مدل برنامه‌نویسی برای نوشتن کارای موازیه که گوگل ازش استفاده می‌کنه هم کار کنیم ته دلم دوست داشتم که حتما پروژه داشته باشیم چون دوست داشتم یاد بگیرم. حالا تازه فهمیدم که چه خوش خیالی بودم. اون تمرین با map-reduce سر جای خودشه و همین امشب صورتش رو گذاشته و تا سه هفته دیگه وقت داریم. اون نظرسنجی برای یه پروِژه علاوه بر اینه.

۳- این بلاگ‌رولینگ کم اذیت می‌کرد حالا هم که این شکلی شده. دفعه قبل لینک‌های گوگل ریدر رو منتقل کرده بودم مستقیم اونجا. گفتم یه بار دیگه این‌کار رو بکنم شاید درست بشه که نشد. ولی ظاهرا اگه دستی اسما رو فارسی کنی درست می‌شه. یه عده رو درست کردم. حالا کم کم می‌رم سراغ بعدی‌ها.

۴- اون اولا که وب‌لاگ می‌نوشتیم دردسر کامنت بود. باید می‌رفتی از این جاهای مجانی فضا و کدش رو می‌گرفتی که اونا هم هردفعه یه بازی در می‌اورد. من از اینجا گرفته بودم. یعنی خودم هم نگرفته بودم. مثل اینکه یه موقعی عضو شدنش باز بود و بعد با هر اکانت می‌تونستی دو جا استفاده کنی. منم از اکانت رضای عرایض استفاده می‌کردم.یادم نیست که بعد از یه سیستم دیگه استفاده کردم یا اینکه دیگه اومدم اینجا و سرور خودم رو گرفتم پس دادم اون رو. الان گرچه هنوز بعضی‌ها از این جور سیستم‌ها مثل haloscan ‌استفاده می‌کنن ولی فکر کنم دیگه کامنت شده یه جزء اصلی سیستم‌های وب‌لاگ نوشتن و دردسرشون خیلی کم شده. کاش این لیست وب‌لاگ‌ها هم این‌طوری می‌شد. تو کامنت‌های بهمن‌آقا دیدم یکی نوشته بود که بلاگر همچین سیستمی رو فعلا آزمایشی گذاشته. به نظر که بد نمی‌آد. ولی خب فقط برای کسایی که رو بلاگرن خوبه. شاید کم کم با وجود همین گوگل ریدر دیگه استفاده این لینک‌ها کم بشه ولی با گوگل ریدر اصلا نمی‌فهمی کی داره وب‌لاگت رو می‌خونه. با این لینک‌ها حداقل می‌فهمی کی بهت لینک داده. برای مقاله‌ای که نوشتم در مورد social network site ها و وب‌لاگ‌ها هم تو خیلی از مقاله‌هایی که می‌خوندم علاوه بر کامنت کلی راجع به این اهمیت لینک‌هایی که هر بلاگر به یکی دیگه می‌ده و نقشی که تو ارتباط اجتماعی بلاگرها با هم داره حرف زده بودند. تو بعضی از این سایت‌هایی که برای وب‌لاگ نوشتن هست (مثل LiveJournal و Vox) این دو تا مفهوم وب‌لاگ‌های دیگه‌ای که می‌خونی و معادلش تو social networkها یعنی دوست‌هات یکی شدند.

خب چون خیلی تو جواب دادن به سوال‌های قبلی تحویلم نگرفتین همه چیزی که می‌خواستم بگم رو با هم می‌گم.

خب من در مورد خودم بگم که هم در مورد تلفن ثابت یا موبایل و همین طور هم اینترنت اگه پولش رو داشته باشم ترجیح می‌دم که یه پول ثابت بدم و هرچقدر می‌خوام استفاده کنم. البته منم مثل نون.جیم (البته نمی‌دونم دلیلمون یکیه یا نه) چون کلا با تلفن زیاد حرف نمی‌زنم ولی از صبح تا شب با اینترنت کار می‌کنم، اینترنت نامحدود برام مهم‌تره.

ولی از نظر من هیچ جای شکی نداره که انتخاب بیشتر تو این زمینه بهتره. مثلا یکی دو سال اول که اومده بودیم موبایل نداشتیم، چون ما که کسی رو نداشتیم که باهاش حرف بزنیم و خودمون هم همیشه با هم بودیم و این سیستم موبایل اینجا که یه پول نسبتا زیاد (حداقل برای اون موقع ما) بدی که مثلا ۵۰۰ دقیقه در ماه حرف بزنی و شب و تعطیلات هم هرچقدر می‌خوای اصلا مناسب نبود. در حالی که اگه یه گزینه داشتیم که به نسبت دقیقه پول می‌دادیم خیلی خوب بود. چون بالاخره آدم مثلا می‌ره مسافرت یا اینکه دو ماهی یه بار یه کاری پیش میاد. دادن این جور بسته‌های مختلف به نفع خود اون شرکت فروشنده هم هست. چون پول منی رو که در اون صورت اصلا مشتریشون نبودم از دست نمی‌دن.

همین مساله در مورد تلویزیون هم اینجا هست. با توجه به پولی که می‌دی یه تعداد خاصی شبکه رو می تونی ببینی. و البته هیچ انتخابی در مورد اینکه کدوم شبکه‌ها نداری. حالا اگه این مدل برای اینترنت هم پیاده بشه عکس‌العمل شما چیه؟ یه چیزی مثل این عکس:

5z6vt4n-720249.jpg


چرا ما از این مدل می‌ترسیم؟

برای یکی از درسایی که این ترم دارم یه مقاله باید می‌خوندیم در مورد net neutrality. البته کلا بحثش خیلی فراتر از این حرفاست ولی یه قسمتش هم همینه که آیا خوبه که بیایم اجازه بدیم که مثلا یه شرکتی مثل گوگل که خب مثلا الان وضع مالیش بهتر از یاهوه یه پولی بده به شرکت‌هایی که اینترنت رو میارن در خونه ما که صفحه‌های اون سریع‌تر از مال یاهو بیان. یا مثلا اگه مدلی مثل این عکسه داشته باشیم آدم‌های بیشتری بتونن به گوگل دسترسی پیدا کنن.

مخالفا می‌گن که این باعث به هم خوردن این وضعیت بی‌طرفی که الان اینترنت داره می‌شه و شرکت‌های پول‌دار خیلی نفوذشون زیاد می‌شه.

موافقا هم می‌گن که خب اگه یه قسمتی از درآمد شرکت‌هایی که ما ازشون اینترنت می‌گیریم از شرکت‌های بزرگ مثل همین گوگل و یاهو و آمازون تامین بشه می‌تونن قیمت رو برای مشتری بیارن پایین و در عین حال خدمات بهتری ارائه کنند.

البته این بحث net neutrality‌ خیلی خیلی وسیع‌تر از این حرفاست. ولی این تقابل سیستم سرمایه‌داری و آرزویی که ما از یه جامعه ایده‌ال داریمش برام خیلی جالب بود.

چند تا سوال:

به نظر شما این خوبه که تو ایران موبایل دقیقه‌ایه؟ یا بهتره که یه پول ثابت بدی و بعد هرچقدر می‌خوای حرف بزنی؟

در مورد اینترنت چی؟ شما ترجیح می‌دین اینترنت ساعتی باشه؟ یا مثلا قیمت‌های مختلف بر حسب مقدار download کردن داشته باشه؟ یا اینکه باز یه قیمت ثابت بدین و همه روز بتونین استفاده کنین؟

دوست هم کلاسیم تو تعطیلات که اومده بود پیش ما یه عالم فیلم بهمون داد. خلاصه این مدت کلی فیلم دیدیم. البته خیلی جدید نبودن به همین خاطر دیگه اینجا راجع بهشون نمی‌نویسم.

یکی از این فیلم‌ها Pirates of Silicon Valley بود. راجع به سال‌های اول به وجود آمدن کامپیوترهای شخصی و رقابت بین دو تا شرکت Apple و Microsoft و خود Steve Jobs و Bill Gates هستش.

البته فیلم مستند نیست و بازیگر بازی می‌کنه ولی ظاهرا اتفاقاش به نسبت دقیق هستن. خیلی برام جالب بود شخصیت این دو تا آدم. یه نکته جالب اینه که هردوی اینا خودشون تنها نبودن و با یکی دیگه شریک بودن.

Steve Jobs تو دوران دبیرستان با Steve Wozniak آشنا می‌شه. هم وقتی فیلم رو می‌بینی هم چیزایی که خوندم به نظر میاد که Steve Jobs خودش در واقع بیشتر نقش مدیر رو بازی می‌کرده و کارای تکنیکی رو همش اون یکی انجام داده. اصلا جریان اولین کامپیوتر شخصی هم این بوده که اون یکی Steve برای خودش یه چیزی سرهم کرده بوده و Steve Jobs راضیش می‌کنه که بفروشنش و از اون جا شرکت Apple راه می‌افته.

Bill Gates هم تو مدرسه با Paul Allen آشنا می‌شه و با هم برنامه می‌نوشتن. مثلا تو سن ۱۴ سالگی با هم یه دستگاهی می‌سازن که اطلاعات ترافیکی رو می‌خونده و گزارش درست می‌کرده و شروع می‌کنن به فروختنش و ۲۰۰۰۰ دلار درمی‌آرن. بعدا یه مفسر BASIC با هم می‌نویسن که با اون شرکت Microsoft رو شروع می‌کنن. جالبی این قضیه هم اینکه اول می‌رن به این شرکتی که اینو می‌خواسته می‌گن که ما اینو نوشتیم و طرف هیجان زده می‌شه و می‌گه دو سه هفته دیگه بیاین ارائه بدین. ولی اون موقع اینا هیچ‌چی ننوشته بودن و تو همون چند هفته همه برنامه رو می‌نویسن. البته ظاهرا Bill Gates‌ خودش هم خیلی برنامه‌نویس بوده و تا سال‌ها خط به خط برنامه‌هایی که می‌فروختن رو نگاه می‌کرده و خودش هم قسمت‌های بزرگی‌اش رو می‌نوشته.

یه نکته جالب دیگه اینکه ظاهرا هردوی اینا مدیر‌های خیلی سخت‌گیر و بداخلاقی هستند و دائم سر زیردست‌هاشون داد می‌زنند.

یه سری ویدیو هم رو youtube‌ هست که بعد از سال‌ها Steve Jobs و Bill Gates کنار هم نشستن و مصاحبه کردن( ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵و ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰).طولانیه ولی به نظر من خیلی جالبه. جالبه که اینا به اینکه انقدر با هم رقیبن ولی خود همین چندین و چند سال توی صحنه این رقابت با هم بودن بهشون یه تجربه مشترکی داده که خودشون از یادآوری‌اش حال می‌کنن.

800px-JobsGatesJI1.jpg

درس ++C که داشتم موقع لیسانس، یکی از تمرین‌های کلاس این بود که یک سایت اینترنتی رو بریم ببینیم و یه گزارشی ازش تهیه کنیم. موضوع من آمازون بود. روی اون کامپیوترهای VAX بدون گرافیک رفتم سایت رو نگاه کردم و کلی ذوق کرده بودم. تو ایران که نمی‌تونستیم ازش بخریم ولی خوشم میومد که پرفروش‌ها رو ببینم و کتاب‌های مختلف یک نویسنده رو که می‌شناسم نگاه کنم و نظر آدم‌های دیگه رو بخونم.
خلاصه اینکه از اون موقع تا حالا که دیگه راحت می‌تونم ازش خرید هم بکنم ما مخلص آمازون هستیم.
حالا اینا رو گفتم که دوتا استفاده از آمازون رو بگم.
- بعضی وقتا آدم هوس می‌کنه که کتاب بخونه، یا مثلا سر و کارش به یک کتاب‌فروشی میوفته و می‌خواد کتاب بخره ولی کتاب خوبی یادش نمیاد. خب یه راهش اینه که یه دفترچه داشته باشه و هرجا اسم یه کتاب می‌بینه یا کسی بهش توصیه می‌کنه توش بنویسه. ولی یه راه تکنولوژیک‌تر اینکه اسم این کتاب‌ها رو تو wishlist آمازون‌تون وارد کنید.
اگه یه لینک هم بهش بذارین تو homepageتون که خب شاید هم یکی براتون خریدش! ولی می‌تونین توی صفحه wishlist برین تو قسمت view و گزینه compact رو انتخاب کنین.

amazon_wish.gif

بعد اونو print کنین و ستون عنوان و نویسنده کتاب رو ببرید و بذارید تو کیفتون!

amazon_wish2.gif

(منبع)

- یه استفاده مناسب دیگه اینه که سریع بتونین بفهمین که کدوم از کتاب‌های مورد علاقه‌تون رو کتاب‌خونه نزدیکتون داره.
فرم این صفحه رو با توجه به مشخصات کتاب‌خونه‌تون پر می‌کنین.
یه جا باید سیستم جستجوی کتاب‌خونه رو انتخاب کنین. توی هر مدل یه مثال داره که می‌تونین با آدرس خودتون مقایسه‌اش کنید.
البته یه لیست هم از کتاب‌خونه‌های مشهور داره که می‌تونین کتاب‌خونه‌تون ‌ رو اون‌جا پیدا کنین یا در بدترین حالت همه حالت‌ها رو امتحان کنید!
بعد از فشار دادن دکمه دو تا لینک بهتون داده می‌شه که با اولی تست می‌کنین که لینکتون درست کار می‌کنه یا نه. و بعدی رو می‌کشونین بالا تو قسمت bookmarkletها.

amazon_3.gif


حالا از این به بعد وقتی دارین یه کتابی رو تو آمازون نگاه می‌کنین، این لینک رو که بزنین اون کتاب رو تو کتاب‌خونه‌تون پیدا می‌کنه. البته اینم بگم که چون از ISBN کتاب استفاده می‌کنه ممکنه کتاب‌خونه کتاب رو داشته باشه ولی نه اون نسخه‌ای که شما می خواین. که البته آمازون بهتون این امکان رو می‌ده که همه نسخه‌های کتاب رو ببینین.
(منبع)

گفته بودم که از SBC اینترنت گرفتم. چند روز پیش یه جا راجع به این سرویس نسبتا جدید Photomail که Yahoo داده خوندم. خواستم امتحانش کنم که دیدم نوشته باید حتما رو Windows و حتما با IE باشه. تو IE بازش کردم و login کردم، این پیغامه اومده:

یعنی چون من از خودشون اینترنت گرفتم نمی‌تونم از این استفاده کنم؟ دنیا برعکس شده.
البته اگه با یه account دیگه login کنم، می‌تونم ازش استفاده کنم. ولی هیچ دلیلی به ذهنم نمی‌رسه که چرا این accountها نباید از این سرویس استفاده کنند؟

دیگه نخواستم بیام بنویسم که دوباره آداپتور لپ‌تاپم خراب شده بود و دیگه این دفعه حسابی عصبانی شده بودم.
ولی این دفعه دیگه رفتم از خود سایت Dell یکی خریدم. حسابی هم دارم باهاش با ناز و نوازش برخورد می‌کنم. اگه این یکی هم یه دوسالی عمر کنه انشالله اون موقع یه لپ‌تاپ دیگه می‌خریم.
تو این مدت که لپ‌تاپ خاموش بود مدت اشتراک آنتی‌ویروسش (McAfee بود و البته فکر نکنین خریده بودم از ایران اومده بود) تموم شده بود. داداش عزیز طبق معمول به داد رسید و آنتی‌ویروس Avast رو که مجانیه نصب کردم. فعلا که به نظر خوب میاد.
حالا که حرف آدم‌های خیرخواهی شد که برنامه‌های مجانی می‌نویسن راجع به این ادیتور Latex بگم. من که مدت‌ها بود چیزی با Tex تایپ نکرده بودم. علیرضا تایپ می‌کرد که از Winedt استفاده می‌کرد. این Winedt هم مسخرگیش به اینه که بعد از ۳۰ روز هی بهت اخطار می‌ده که فرصت مجانیش تموم شده بیا نو بخر. و این اخطارش حسابی اعصاب خورد کنه. این ترم برای یکی از درسام باید تمرین‌ها رو حتما تایپ کنیم و منم با کمال تعجب و خوشوقتی دیدم یه ادیتور مجانی و خوب هست که از این اخطارهای مسخره نداره و کاملا مجانیه و تازه خیلی هم امکانات خوبی داره. البته متخصصین باید نظر بدن!

تماس با من

roya[at]royaa[dot]net

در مورد این آرشیو

این صفحه آرشیو مطالب آخیر با موضوع تکنولوژی است.

ایران موضوع قبلی است.

جالب موضوع بعدی است.

مطالب اخیر را در صفحه اصلی یا در صفحه آرشیو همه مطالب را بخوانید.

آرشیو

وب‌لاگ‌ها

Powered by Movable Type 4.12