April 2005 Archives
هفته پیش یکشنبه اطلاعیه زده بودن که تو یکی از میدونهای شهر فستیوال شکوفه گیلاسه. رفتیم. فستیوالی که نبود، فقط یه ارکستر بود و چند تا میزهای کوچیک که یه سری خانمهای پیر یه چیزایی میفروختن. ولی شکوفهها محشر بود. یه محوطه پر درختای گیلاس که پر شکوفه بودن. خلاصه کلی هم عکس گرفتیم. حالا نمیدونم اینا تابستون هم گیلاس میدن یا نه، باید اونم باحال باشه.
|
Finding Neverland (2004)
official site Starring: Johnny Depp, Kate Winslet, Julie Christie, Radha Mitchell, Dustin Hoffman Directed by: Marc Forster |
بعد از مدتها که سر کتاب All the Shah's Men گیر کرده بودم و آخر هم هنوز تمومش نکردم، برای عید علیرضا برام چند تا کتاب خرید و کتاب جدید خوندم. اولش کتاب The Curious Incident of the Dog in the Night-Time و حالا هم دارم Kite Runner رو میخونم.
این لیست کنار وبلاگ رو همونطور که قبلا نوشته بودم با یه امکانی که allconsuming میداد عوض میکردم اما چند وقتی بود که serverشون خراب شده بود و دیگه کار نمیکرد اما یه مدت کوتاهیه دوباره راه افتاده ولی دیگه تو وبلاگها نمیگرده و فقط همون لیست کتاب رو درست میکنه. البته یه امکانات جدید اصافه کرده مثلا میتونی رو کتابها tag بذاری و بعدا لیستهای مختلفی از کتابهایی با tagهایی که میخوای درست کنی.
البته هنوز یه ایرادایی داره مثلا من اول کتاب Kite Runner رو اضافه کردم ولی بعد حذفش کردم که اول The Curious Incident ... رو اضافه کنم که ترتیبش درست باشه. ولی نشد. یا مثلا میبینین که بالاش نوشته roya is consuming 0 things.
اینجا بیشتر میتونین راجع بهش بخونین. راجع به کتابهایی هم که دارم میخونم بعد مینویسم.
همین الان رفته بودیم تو اتاق مشترک دانشکده ناهار بخوریم. صدای زنگ کلیسا بلند شد. همیشه سر ساعت ۱۲ یه چند ضربه ناقوس میزنه. اما این دفعه یه صدای خیلی بلندتر بود و هی ادامه پیدا کرد. از پنجره داشتم نگاه میکردم که یکی از بچههای ایتالیایی اینجا اومد با ذوق و شوق گفت پاپ جدید انتخاب شده. خلاصه یه ۱۰-۱۲ دقیقهایه که همینطور صدای ناقوس بلنده.
شب يه ساعت بيشتر بيدار ميمونی. کارای عقبمونده رو باید انجام بدی. آسونترینش یکی یکی نگاه کردن عکسهای این دو ساله و جا به جا کردنشونه. اما هیچکدومشون این عکس از خونه نمیشه.
امروز آخرین تمرین درس الگوریتم رو هم تحویل دادم. البته هنوز از درس مونده ولی گفت که برای هفته آخر تمرین نمیده چون مطالبی رو که میخواد این مدت بگه لازم نیست خیلی دقیق بلد باشیم ولی خوبه بدونیم این چیزا هم وجود داره.
کلا خیلی از این درس خوشم اومد. با اینکه تمریناش پدر درآر بود ولی خوبیش این بود که خیلی خوب درس میداد از اون مدلهایی که میفهمیدی قراره کجا برسه. اول همیشه کلیت ماجرا رو میگفت بعد بعضی از جزئیات لازمش رو. بر عکس اون یکی درس ساختمانداده، که استادش یا جوک میگه سر کلاس یا تمام خط به خط یه برنامه رو مینویسه.
خب خلاصه کمی تا قسمتی سرم خلوت شده دیگه تا وقت امتحانا.
بعد از اون مطلب قبلی که نوشتم کلی چیز دیگه هم نوشتم ولی هی خودم صدبار خوندمش و به علیرضا هم دادم خوندش ولی آخرش راضی نبودم ازش.
فقط اینو بگم که هی فکر کردم که فرق بیخیالی و انتقاد سازنده و فحش و بد و بیراه گفتن چیه. ولی آخرش هم نفهمیدم. فقط چند تا چیز برای خودم واضحه.
اصلا فکر نمیکنم که مثلا آمریکا خیلی گل و بلبله (نمیدونم شاید جاهای دیگهای باشن که خیلی گل و بلبل باشن!) .
استدلالی براش ندارم ولی برام وطن معنی داره و فکر کنم تا آخر عمرم راجع به ایران حساس بمونم.
اینکه بعضی وقتا از چیزهایی که اینجا به نظرم میاد بهترن مینویسم نه برای اینه که بکوبم تو سر چیزی که ایران هست. برای اینکه فکر میکنم داشتن یه perspective چیز خوبیه.
پانی قبول دارم که این نفت خیلی رو وضعیت ایران اثر داره اما خب اینکه یه حکومتی نظر مردم جقدر براش مهم باشه فکر نکنم اونقدرها به این موضوع ربط داشته بشه. چون تو همین آمریکا، کسی نمیتونه چون از سیاست دولتش راضی نیست مالیات نده که.
محمد، دربست اینو قبول دارم، اصلا خودم هم سر و ته همه بحثا میرسم به قوه قضائیه. ولی ظاهرا این روزا بعضی از این شکایتها و سر و صداها دارن به یه سرانجامی میرسن.
شبنم اینکه انگلیسی ننوشتم هم دلیل خاصی نداشت
جز تنبلی.
حالا الان که قبلی رو انگلیسیاش رو ننوشتم پس این یکی هم لازم نیست؟
امروز آخرین تمرین درس الگوریتم رو هم تحویل دادم. البته هنوز از درس مونده ولی گفت که برای هفته آخر تمرین نمیده چون مطالبی رو که میخواد این مدت بگه لازم نیست خیلی دقیق بلد باشیم ولی خوبه بدونیم این چیزا هم وجود داره.
کلا خیلی از این درس خوشم اومد. با اینکه تمریناش پدر درآر بود ولی خوبیش این بود که خیلی خوب درس میداد از اون مدلهایی که میفهمیدی قراره کجا برسه. اول همیشه کلیت ماجرا رو میگفت بعد بعضی از جزئیات لازمش رو. بر عکس اون یکی درس ساختمانداده، که استادش یا جوک میگه سر کلاس یا تمام خط به خط یه برنامه رو مینویسه.
خب خلاصه کمی تا قسمتی سرم خلوت شده دیگه تا وقت امتحانا.
بعد از اون مطلب قبلی که نوشتم کلی چیز دیگه هم نوشتم ولی هی خودم صدبار خوندمش و به علیرضا هم دادم خوندش ولی آخرش راضی نبودم ازش.
فقط اینو بگم که هی فکر کردم که فرق بیخیالی و انتقاد سازنده و فحش و بد و بیراه گفتن چیه. ولی آخرش هم نفهمیدم. فقط چند تا چیز برای خودم واضحه.
اصلا فکر نمیکنم که مثلا آمریکا خیلی گل و بلبله (نمیدونم شاید جاهای دیگهای باشن که خیلی گل و بلبل باشن!) .
استدلالی براش ندارم ولی برام وطن معنی داره و فکر کنم تا آخر عمرم راجع به ایران حساس بمونم.
اینکه بعضی وقتا از چیزهایی که اینجا به نظرم میاد بهترن مینویسم نه برای اینه که بکوبم تو سر چیزی که ایران هست. برای اینکه فکر میکنم داشتن یه perspective چیز خوبیه.
پانی قبول دارم که این نفت خیلی رو وضعیت ایران اثر داره اما خب اینکه یه حکومتی نظر مردم جقدر براش مهم باشه فکر نکنم اونقدرها به این موضوع ربط داشته بشه. چون تو همین آمریکا، کسی نمیتونه چون از سیاست دولتش راضی نیست مالیات نده که.
محمد، دربست اینو قبول دارم، اصلا خودم هم سر و ته همه بحثا میرسم به قوه قضائیه. ولی ظاهرا این روزا بعضی از این شکایتها و سر و صداها دارن به یه سرانجامی میرسن.
شبنم اینکه انگلیسی ننوشتم هم دلیل خاصی نداشت
جز تنبلی.
حالا الان که قبلی رو انگلیسیاش رو ننوشتم پس این یکی هم لازم نیست؟
