زندگی
بعد یه روز تمام سر درد بالاخره افطار شد. پاشدم و یه چیزی خوردم تا علیرضا هم اومد و قرصهای استامینوفن رو که جا گذاشته بودیم دانشگاه رو اورد. واقعا خدا پدر هرکی این استامینوفن رو درست کرد (و احتمالا خودش رو هم) بیامرزه. ظرفهای نشسته دو روز رو شستم، یه ذره خونه رو مرتب کردم. حموم رفتم و تازه زنده شدم. چقدر زنده بودن خوبه!
4 نظر
نظر بدهید

با اینکه موافقم استامینوفن چیز خیلی خوبیه اما خودم سعی میکنم هیچ وقت ازش استفاده نکنم. بدنم رو عادت دادم که با استراحت خوب بشه نه با استامینوفن.اینجوری اگه یه بار مجبور بشم بخورم فوری اثر میکنه.
استامینوفن های ایران خوبیش این بود که بی خطر بی خطر بود. (راستی قالب کامنتت عوض شده؟ بخاطره spam عوضش کردی؟)
خوشحالم که سردردت با استامينوفن خوب شد.کاش همه سردرد ها با استامينوفن خوب مي شد.... غايت آرزوم اينه که يه روز بتونم مثل تو با اطمينان بگم چقدر زنده بودن خوبه...
to chera dr nemiri? bimeii dige, boro bebin bayad chi kar koni!