March 2004 Archives
|
8 Mile (2002)
official site Starring: Eminem, Kim Basinger, Brittany Murphy, Mekhi Phifer, Eugene Byrd Directed by: Curtis Hanson |
|
8 Mile (2002)
official site Starring: Eminem, Kim Basinger, Brittany Murphy, Mekhi Phifer, Eugene Byrd Directed by: Curtis Hanson |
چند روز قبل دکتر شهشهانی رو که اومده بود اينجا ديديم. کلی باهاشون حرف زديم. از دانشکده و برگشتن و برنگشتن و همه اينها. دکتر شهشهانی خيلي همه رو تشويق میکنه که برگردن ايران. اينکه جو دانشکده خيلی بهتر شده از قبل و مثل سالهای قبل نبايد کسی قيد تحقيق رو بزنه اگه بخواد بياد ايران. چون قبلا دانشجوی دکترا نبود و تنها کار درس دادن بود و ولی الان به خاطر دانشجوهای دکترا هم شده بايد تحقيق کنن. و خب بودن دانشجوهای دکترا باعث میشه که استادا برای تحقیقاتشون یه اثر اجتماعی هم ببینن. البته خب مجبور هم هستن. استادهایی که تازه استخدام میشن باید یه حداقل امتیازی از تحقیق بیارن تا رسمی بشن. و خب این اجبار باعث شده که خیلیها حتی رشتههاشون رو تا حدی تغییر بدن به رشتههایی که توش میشه نتایج سریع درآورد. دکتر شهشهانی تعریف میکرد که یکی از استادای دانشکده که به همین خاطر یه مقاله تو همینجور نوشتهها در اورده بوده خودش از این ناراحت بوده، دکتر شهشهانی بهش گفته بوده یکی از پیانیستهای خیلی مشهور برای اینکه خرجش رو دربیاره بعضی شبها میرفته تو کاباره پیانو میزنه، این که دیگه بدتر از اون نیست!!!
راجع به این لیسانسهای علوم کامپیوتر هم که امسال دانشکده گرفته هم پرسیدیم. ظاهرا بیچارهها هیچکس نیست بعضی درساشون رو ارائه بده. خب خیلی از درساشون رو قاعدتا میتونن از دانشکده کامپیوتر بگیرن ولی خب اون وقت چرا پس اومدن دانشکده ریاضی. احتمالا فقط به خاطر یه مقدار بودجه بیشتر. نمیدونم چرا تو ایران این برنامههای بین دانشکدهای غیر ممکنه. حالا لابد کلی باید استاد مهمان بگیرن تا همون درسا رو تو دانشکده ریاضی ارائه بده.
چند روز قبل دکتر شهشهانی رو که اومده بود اينجا ديديم. کلی باهاشون حرف زديم. از دانشکده و برگشتن و برنگشتن و همه اينها. دکتر شهشهانی خيلي همه رو تشويق میکنه که برگردن ايران. اينکه جو دانشکده خيلی بهتر شده از قبل و مثل سالهای قبل نبايد کسی قيد تحقيق رو بزنه اگه بخواد بياد ايران. چون قبلا دانشجوی دکترا نبود و تنها کار درس دادن بود و ولی الان به خاطر دانشجوهای دکترا هم شده بايد تحقيق کنن. و خب بودن دانشجوهای دکترا باعث میشه که استادا برای تحقیقاتشون یه اثر اجتماعی هم ببینن. البته خب مجبور هم هستن. استادهایی که تازه استخدام میشن باید یه حداقل امتیازی از تحقیق بیارن تا رسمی بشن. و خب این اجبار باعث شده که خیلیها حتی رشتههاشون رو تا حدی تغییر بدن به رشتههایی که توش میشه نتایج سریع درآورد. دکتر شهشهانی تعریف میکرد که یکی از استادای دانشکده که به همین خاطر یه مقاله تو همینجور نوشتهها در اورده بوده خودش از این ناراحت بوده، دکتر شهشهانی بهش گفته بوده یکی از پیانیستهای خیلی مشهور برای اینکه خرجش رو دربیاره بعضی شبها میرفته تو کاباره پیانو میزنه، این که دیگه بدتر از اون نیست!!!
راجع به این لیسانسهای علوم کامپیوتر هم که امسال دانشکده گرفته هم پرسیدیم. ظاهرا بیچارهها هیچکس نیست بعضی درساشون رو ارائه بده. خب خیلی از درساشون رو قاعدتا میتونن از دانشکده کامپیوتر بگیرن ولی خب اون وقت چرا پس اومدن دانشکده ریاضی. احتمالا فقط به خاطر یه مقدار بودجه بیشتر. نمیدونم چرا تو ایران این برنامههای بین دانشکدهای غیر ممکنه. حالا لابد کلی باید استاد مهمان بگیرن تا همون درسا رو تو دانشکده ریاضی ارائه بده.
يه مدته دلم ميخواست راجع به «قرتي بودن» بنويسم!! ولي واقعا همينطوري رو هوا حرف زدن رو خيلي دوست ندارم ولي خب اينجا وبلاگه. مجله درجه يک علمي که نيست!
خيليها ميگن که دختراي ايراني خيلي قرتين. و اينکه حتي تو اروپا و امريکا هم کسي اينجوري نيست. من فکر ميکنم نسبت آدمهايي که به خودشون خيلي ميرسن تو همهجاي دنيا تقريبا يکي باشه. آره خيلي واضحه که تو ايران دخترا خيلي بيشتر از دختراي اينجا آرايش ميکنن. ولي خب به نظرم علتش واضحه. تو ايران دخترا فقط يه صورت رو دارن که ميتونن آرايشش کنن، يه مانتو که ميتونن قدش رو کوتاه بلند کنن، گشاد و تنگش کنن و يه روسري که ميشه جلو عقبش برد. اما اينجا انواع و اقسام قرصها رو ميخورن، رژيمهاي غذايي مختلف رو امتحان ميکنند که هيکلشون خوب شه.دامن و شلوار ميتونه خيلي کوتاه باشه يا خيلي بلند. بلوز ميتونه هر رنگي هر شکلي با هر مقدار آستين و حتي کوتاه يا بلند باشه. موهات رو ميتوني هر رنگي بکني، بلند کني، ببافي، بتراشي. حتي ميتوني کلاه گيس بذاري که موهي فرفريت صاف بشه يا برعکس. خب با همه اين امکانات چه احتياجي به آرايش. و چيزي که من ديدم اينجا اينه که اينجاها هم خيلي به اين که خيلي sexy به نظر بيان اهميت ميدن، حالا ديگه زياد توضيح نميدم! يه نمونه از اهميتشون به لباس پوشيدن رو مي تونيد از نوشتههاي علي بخونيد.
يه مدته دلم ميخواست راجع به «قرتي بودن» بنويسم!! ولي واقعا همينطوري رو هوا حرف زدن رو خيلي دوست ندارم ولي خب اينجا وبلاگه. مجله درجه يک علمي که نيست!
خيليها ميگن که دختراي ايراني خيلي قرتين. و اينکه حتي تو اروپا و امريکا هم کسي اينجوري نيست. من فکر ميکنم نسبت آدمهايي که به خودشون خيلي ميرسن تو همهجاي دنيا تقريبا يکي باشه. آره خيلي واضحه که تو ايران دخترا خيلي بيشتر از دختراي اينجا آرايش ميکنن. ولي خب به نظرم علتش واضحه. تو ايران دخترا فقط يه صورت رو دارن که ميتونن آرايشش کنن، يه مانتو که ميتونن قدش رو کوتاه بلند کنن، گشاد و تنگش کنن و يه روسري که ميشه جلو عقبش برد. اما اينجا انواع و اقسام قرصها رو ميخورن، رژيمهاي غذايي مختلف رو امتحان ميکنند که هيکلشون خوب شه.دامن و شلوار ميتونه خيلي کوتاه باشه يا خيلي بلند. بلوز ميتونه هر رنگي هر شکلي با هر مقدار آستين و حتي کوتاه يا بلند باشه. موهات رو ميتوني هر رنگي بکني، بلند کني، ببافي، بتراشي. حتي ميتوني کلاه گيس بذاري که موهي فرفريت صاف بشه يا برعکس. خب با همه اين امکانات چه احتياجي به آرايش. و چيزي که من ديدم اينجا اينه که اينجاها هم خيلي به اين که خيلي sexy به نظر بيان اهميت ميدن، حالا ديگه زياد توضيح نميدم! يه نمونه از اهميتشون به لباس پوشيدن رو مي تونيد از نوشتههاي علي بخونيد.
خب اول از همه اسم وبلاگم رو هم درست کردم!
بعدش اينکه من اصلا يادم رفت که سال نو رو تبريک بگم. پس سال نو مبارک و اميدوارم سال خيلي خوبي باشه براي همه.
بعد هم يه مطلب کلي يه مقدار مربوط به gay marriage. من يه چيزي که شديدا بهش معتقدم اينه که آدم نبايد ساده انگاري کنه. منظورم چيه؟ يادمه هم تو مدرسه، هم دانشگاه، معلمها مياومدن سر کلاس و ميخواستن تئوريهاي مختلف رو بررسي کنن، اون وجهي رو که باهاش مخالف بودن انقدر ساده و مسخره جلوه ميدادن که با خودت فکر ميکردي اون کسايي که بهش اعتقاد دارن عجب احمقن. از يه طرف ديگه، مثلا کسي رو در نظر بگيرين که تو يه خانواده مذهبي بزرگ شده و اونها رو دوست داره و باهاش خوب رفتار کردن، اگه خودش مذهبي نشه، هيچ وقت قضاوت خيلي تندي راجع به مذهب نخواهد کرد. در کل منظورم اينه که اگه کسايي رو که به نظرت خيلي معقول ميايند رو ببيني که يکي از عقايدشون با تو مخالفه مطمئنا در نگاهت به اون عقيده تاثير ميذاره. نميگم لزوما اون عقيده رو قبول ميکني، ولي حتما باعث ميشه که به سطحينگري قبل بهش نگاه نکني. و به نظرم اين يکي از مثبتترين نتايج ديدن کشورهاي ديگه است. اين که يه عالم آدم معقول و خيلي کار درستتر از خودت ميبيني که با يکي از عقايد تو مخالفن، حداقلش اينه که باعث ميشه جديتر بهش فکر ميکني. از چيزي که راجع به gay marriage هم گفتم منظورم همين بود، اين که وقتي آدمهاي باهوش و معقولي رو ميبيني که همجنسگرا هستند، ديگه به اون سادگي قبل بهش فکر نميکني.
خب اول از همه اسم وبلاگم رو هم درست کردم!
بعدش اينکه من اصلا يادم رفت که سال نو رو تبريک بگم. پس سال نو مبارک و اميدوارم سال خيلي خوبي باشه براي همه.
بعد هم يه مطلب کلي يه مقدار مربوط به gay marriage. من يه چيزي که شديدا بهش معتقدم اينه که آدم نبايد ساده انگاري کنه. منظورم چيه؟ يادمه هم تو مدرسه، هم دانشگاه، معلمها مياومدن سر کلاس و ميخواستن تئوريهاي مختلف رو بررسي کنن، اون وجهي رو که باهاش مخالف بودن انقدر ساده و مسخره جلوه ميدادن که با خودت فکر ميکردي اون کسايي که بهش اعتقاد دارن عجب احمقن. از يه طرف ديگه، مثلا کسي رو در نظر بگيرين که تو يه خانواده مذهبي بزرگ شده و اونها رو دوست داره و باهاش خوب رفتار کردن، اگه خودش مذهبي نشه، هيچ وقت قضاوت خيلي تندي راجع به مذهب نخواهد کرد. در کل منظورم اينه که اگه کسايي رو که به نظرت خيلي معقول ميايند رو ببيني که يکي از عقايدشون با تو مخالفه مطمئنا در نگاهت به اون عقيده تاثير ميذاره. نميگم لزوما اون عقيده رو قبول ميکني، ولي حتما باعث ميشه که به سطحينگري قبل بهش نگاه نکني. و به نظرم اين يکي از مثبتترين نتايج ديدن کشورهاي ديگه است. اين که يه عالم آدم معقول و خيلي کار درستتر از خودت ميبيني که با يکي از عقايد تو مخالفن، حداقلش اينه که باعث ميشه جديتر بهش فکر ميکني. از چيزي که راجع به gay marriage هم گفتم منظورم همين بود، اين که وقتي آدمهاي باهوش و معقولي رو ميبيني که همجنسگرا هستند، ديگه به اون سادگي قبل بهش فکر نميکني.
اولين عيد بدون مامان و بابام و داداشم رو هم تجربه کردم. اينجا فکر کنم خيليها بيخيال عيد ميشن و اصلا بهش فکر نميکنند. ولي ما کلي خونه تکوني کرديم، سبزه سبز کرديم ککه البته فکر کنم از بس برف اومد و نور کم بهش خورد کچل شده بود، خلاصه سفره چيديم. قرار بود BBC هم قبل سال تحويل برنامه داشته باشه. گفتيم يا راديو ايران رو ميگيريم يا BBC. ولي راديو ايران که اصلا صفحهاش هم نميومد، BBC هم لينک صداش کار نميکرد. خلاصه در سکوت مطلق سال تحويل شد. کلي دلم گرفته بود. فکر کردم اه کاش ما هم خوابيده بوديم. ولي بعدش خدا به اين Skype عمر بده، کلي با خونه حرف زديم. يه عالم تبريک عيد بايد بفرستم که هنوز کليش مونده، فکر کنم مثل عيد ديدنيهاي ايران تا تابستون در حال mail زدن باشم.
اينم سفره هفت سين ما:

اولين عيد بدون مامان و بابام و داداشم رو هم تجربه کردم. اينجا فکر کنم خيليها بيخيال عيد ميشن و اصلا بهش فکر نميکنند. ولي ما کلي خونه تکوني کرديم، سبزه سبز کرديم ککه البته فکر کنم از بس برف اومد و نور کم بهش خورد کچل شده بود، خلاصه سفره چيديم. قرار بود BBC هم قبل سال تحويل برنامه داشته باشه. گفتيم يا راديو ايران رو ميگيريم يا BBC. ولي راديو ايران که اصلا صفحهاش هم نميومد، BBC هم لينک صداش کار نميکرد. خلاصه در سکوت مطلق سال تحويل شد. کلي دلم گرفته بود. فکر کردم اه کاش ما هم خوابيده بوديم. ولي بعدش خدا به اين Skype عمر بده، کلي با خونه حرف زديم. يه عالم تبريک عيد بايد بفرستم که هنوز کليش مونده، فکر کنم مثل عيد ديدنيهاي ايران تا تابستون در حال mail زدن باشم.
اينم سفره هفت سين ما:

راستي توجه کرده بوديد، اسم وبلاگم گم شده! اينم از شاهکارهاي منه ديگه! نه اینکه حالا اسم شاهکاری بود. اون موقعی که خواستم برای امتحان وبلاگ درست کنم، یه جا باید یه عنوان، یه توصیف و یه اسم برای وبلاگ انتخاب میکردم، منم چه میدونستم هر کدومش چی خواهد بود، هر کدومش رو یه اسم بی ربط گذاشتم. و عنوان رو هم گذاشتم Only Some Words، و به حسين درخشان mail زدم که اسمم رو تو ليست وبلاگها اضافه کنه. اونم ترجمهاش کرده بود، تنها چند واژه و خلاصه الان دو سال و ۴ ماهه که دارم با اين اسم وبلاگ مينويسم. حيفه نابودش کنم، نه؟
راستي توجه کرده بوديد، اسم وبلاگم گم شده! اينم از شاهکارهاي منه ديگه! نه اینکه حالا اسم شاهکاری بود. اون موقعی که خواستم برای امتحان وبلاگ درست کنم، یه جا باید یه عنوان، یه توصیف و یه اسم برای وبلاگ انتخاب میکردم، منم چه میدونستم هر کدومش چی خواهد بود، هر کدومش رو یه اسم بی ربط گذاشتم. و عنوان رو هم گذاشتم Only Some Words، و به حسين درخشان mail زدم که اسمم رو تو ليست وبلاگها اضافه کنه. اونم ترجمهاش کرده بود، تنها چند واژه و خلاصه الان دو سال و ۴ ماهه که دارم با اين اسم وبلاگ مينويسم. حيفه نابودش کنم، نه؟
يه چيزي راجع به اين same sex marriage، فکر کنم خودم هم وقتي ايران بودم اين جوري فکر ميکردم و به نظرم اکثرا تو ايران تصورشون اينه. اين که اين gay ها يه مشت آدم خلاف يا خيلي سوسولن. من خودم هنوز با اصل ماجرا مشکل دارم. ولي تصويرم ازشون خيلي فرق کرده. به خاطر اينکه بهرحال فقط يه مشت آدم زير ابرو برداشته علاف تو خيابون نيستند. خيليهاشون هستند که سالهاست با هم زندگي ميکنن، کار ميکنن و بچه دارن. و حالا ميخوان بعد از مدتها زندگي کردن با هم مثلا اگه يکيشون مرد، به اون يکي و بچهها ارث برسه، و ساير مزايايي که اونايي که با هم ازدواج کردند دارند، رو داشته باشند. نميگم که من موافقم، ولي مساله به اون مسخرگي که به نظر مياد هم نيست.
يه چيزي راجع به اين same sex marriage، فکر کنم خودم هم وقتي ايران بودم اين جوري فکر ميکردم و به نظرم اکثرا تو ايران تصورشون اينه. اين که اين gay ها يه مشت آدم خلاف يا خيلي سوسولن. من خودم هنوز با اصل ماجرا مشکل دارم. ولي تصويرم ازشون خيلي فرق کرده. به خاطر اينکه بهرحال فقط يه مشت آدم زير ابرو برداشته علاف تو خيابون نيستند. خيليهاشون هستند که سالهاست با هم زندگي ميکنن، کار ميکنن و بچه دارن. و حالا ميخوان بعد از مدتها زندگي کردن با هم مثلا اگه يکيشون مرد، به اون يکي و بچهها ارث برسه، و ساير مزايايي که اونايي که با هم ازدواج کردند دارند، رو داشته باشند. نميگم که من موافقم، ولي مساله به اون مسخرگي که به نظر مياد هم نيست.
واقعا يکي از جالبترين جاهايي که تو نيويورک رفتيم Empire State بود.
اول بگم که بعد از ۱۱ سپتامبر Empire State بلندترين ساختمون نيويورک شده، و در دنيا هم پنجميه.
بلندترين ساختمون دنيا Petronas Towers تو کوآلالامپور هستند، بعدش برج Sears تو Chicago بعد ساختمون Jin Mao تو شانگهاي چين و بعد Empire State ه. بعد از اون هم برج ايفله.
Empire State تا جايي که ميدونم ۱۰۲ طبقه داره که ما تا طبقه ۸۶ رفتيم، البته با آسانسور!! از اون بالا تمام نيويورک رو ميشد ديد.
اين هم عکس از بالاي Empire State.

آخرين سري ساختمونهاي بلند، همون منطقه Wall St. معروفه. توي آب اون دور دورها هم خيلي ريز، مجسمه آزادي معلومه.

اينم يه منظره ديگه از آسمونخراشهاي نيويورک که ميتونين توش سازمان ملل رو هم ببينين
واقعا يکي از جالبترين جاهايي که تو نيويورک رفتيم Empire State بود.
اول بگم که بعد از ۱۱ سپتامبر Empire State بلندترين ساختمون نيويورک شده، و در دنيا هم پنجميه.
بلندترين ساختمون دنيا Petronas Towers تو کوآلالامپور هستند، بعدش برج Sears تو Chicago بعد ساختمون Jin Mao تو شانگهاي چين و بعد Empire State ه. بعد از اون هم برج ايفله.
Empire State تا جايي که ميدونم ۱۰۲ طبقه داره که ما تا طبقه ۸۶ رفتيم، البته با آسانسور!! از اون بالا تمام نيويورک رو ميشد ديد.
اين هم عکس از بالاي Empire State.

آخرين سري ساختمونهاي بلند، همون منطقه Wall St. معروفه. توي آب اون دور دورها هم خيلي ريز، مجسمه آزادي معلومه.

اينم يه منظره ديگه از آسمونخراشهاي نيويورک که ميتونين توش سازمان ملل رو هم ببينين
ما رفتيم نيويورک و برگشتيم. تا حالا يه سه چهار باري نوشتم و پاک کردم چون نميدونستم چه جوري بايد بنويسم. به قول عليرضا خوش گذشتن که نوشتني نيست.
سازمان ملل رو ديديم، Rockefeller Center، کليساي St. Patrick رو هم همينطور. Times Square رو هم که همش تو تلويزيون ديده بوديم از نزديک ديديم. خرابههاي World Trade Center، مرکز بورس نيويورک تو Wall St معروف، China Town و آخر سر هم از Empire State بالا رفتيم و همه شهر رو از بالا ديديم.
ولي همه اينا يه طرف، خيابونهاي پر مغازه، پر آدمهاي که تند تند از اين طرف به اون طرف ميرن، يه شهر پر از آسمونخراش، به نظرم نيويورک به خاطر اينا ديدنيه.
والبته مهموني NYU و ديدن دوستان و زحمتهايي که به سارا داديم هم ناگفتني.
ما رفتيم نيويورک و برگشتيم. تا حالا يه سه چهار باري نوشتم و پاک کردم چون نميدونستم چه جوري بايد بنويسم. به قول عليرضا خوش گذشتن که نوشتني نيست.
سازمان ملل رو ديديم، Rockefeller Center، کليساي St. Patrick رو هم همينطور. Times Square رو هم که همش تو تلويزيون ديده بوديم از نزديک ديديم. خرابههاي World Trade Center، مرکز بورس نيويورک تو Wall St معروف، China Town و آخر سر هم از Empire State بالا رفتيم و همه شهر رو از بالا ديديم.
ولي همه اينا يه طرف، خيابونهاي پر مغازه، پر آدمهاي که تند تند از اين طرف به اون طرف ميرن، يه شهر پر از آسمونخراش، به نظرم نيويورک به خاطر اينا ديدنيه.
والبته مهموني NYU و ديدن دوستان و زحمتهايي که به سارا داديم هم ناگفتني.
شنبه رفتيم ببينيم اين فيلم The Passion of the Christ انقدر حرفش رو ميزنن چيه. چيزاي کلي رو راجع بهش نوشتم. ولي اينکه گفتم همه فيلم شکنجه بود، واقعا اينطوري بود. من چشمام رو ميبستم، يه جاهايي که صورت مريم رو نشون ميداد يا فلاشبکهاي خيلي کوتاهي به شام آخر يا زندگي مسيح بود، آهنگ فيلم عوض ميشد، من اونجاها چشمم رو باز ميکردم.
بعدش ميگفتيم دقيقا مثل روضهخونيهاي خودمون براي امام حسينه، که وحشتناکترين صحنههاي ممکن رو توصيف ميکنن. حالا اينجا ميديدي! البته انصافا انقدر خوب ساخته بود که هر چي به خودم ميگفتم بابا اين فيلمه، اثر نداشت و نميتونستم نگاه کنم.
خب مسيحيها عقيده دارن که مسيح بار گناهان اونا رو به دوش کشيده که انقدر زجر کشيده، و با ديدن اين فيلم مقداري از رنجي رو که مسيح به خاطر تو کشيده درک ميکني. ولي دقيقا در همين موضوع هم با روضههاي ما مشترک بود که فقط براي کسي اثر دارن که معتقد باشه. اگه معتقد باشي، روت اثر ميذاره و گريه ميکني و تا يه چند وقتي هم شايد يادت بياد و آدم بهتري باشي. ولي چيزي از عقايد و کارهاي مسيح يا امام حسين بهت نميگن.
شنبه رفتيم ببينيم اين فيلم The Passion of the Christ انقدر حرفش رو ميزنن چيه. چيزاي کلي رو راجع بهش نوشتم. ولي اينکه گفتم همه فيلم شکنجه بود، واقعا اينطوري بود. من چشمام رو ميبستم، يه جاهايي که صورت مريم رو نشون ميداد يا فلاشبکهاي خيلي کوتاهي به شام آخر يا زندگي مسيح بود، آهنگ فيلم عوض ميشد، من اونجاها چشمم رو باز ميکردم.
بعدش ميگفتيم دقيقا مثل روضهخونيهاي خودمون براي امام حسينه، که وحشتناکترين صحنههاي ممکن رو توصيف ميکنن. حالا اينجا ميديدي! البته انصافا انقدر خوب ساخته بود که هر چي به خودم ميگفتم بابا اين فيلمه، اثر نداشت و نميتونستم نگاه کنم.
خب مسيحيها عقيده دارن که مسيح بار گناهان اونا رو به دوش کشيده که انقدر زجر کشيده، و با ديدن اين فيلم مقداري از رنجي رو که مسيح به خاطر تو کشيده درک ميکني. ولي دقيقا در همين موضوع هم با روضههاي ما مشترک بود که فقط براي کسي اثر دارن که معتقد باشه. اگه معتقد باشي، روت اثر ميذاره و گريه ميکني و تا يه چند وقتي هم شايد يادت بياد و آدم بهتري باشي. ولي چيزي از عقايد و کارهاي مسيح يا امام حسين بهت نميگن.
|
The Passion of The Christ (2004)
official site Starring: James Caviezel, Monica Bellucci, Rosalinda Celentano, Sergio Rubini, Mattia Sbragia Directed by: Mel Gibson |
فيلم اين روزها موضوع خيلي بحثها بوده. وقتي Mel Gibson ميخواسته فيلم رو بسازه، چون کسي فکر نميکرده موفق بشه، هيچ سرمايه گذاري پيدا نميکنه و فيلم رو با سرمايه شخصي خودش ميسازه. فيلم برداشت از چند تا کتابه ولي در اصل بيشتر قراره وفادار به کتاب مقدس باشه. هيچ بازيگر معروفي هم توش بازي نميکنه. و فيلم پر از خشونته. تقريبا تمام فيلم صحنه شکنجه دادن فجيع مسيحه. و بعضيها با نشون دادن اين همه خشونت مخالف بودن. در ضمن توي فيلم نشون داده ميشه که يهوديها بودن که ميخواستند مسيح کشته بشه. و با اينکه حاکم رومي نميخواست اين کار رو بکنه مجبورش کردند.اين خيلي باعث بحث راجع به اين فيلم شده، چون بعضيها معتقدند ممکنه احساسات ضد يهودي رو بيدار کنه.
بازيگرها با زباني که قائدتا بايد اون موقع حرف ميزدن يعني آرامي در مورد يهوديها، و لاتين براي روميها و بعد فيلم زير نويس انگليسي داره.
تو صحنهاي که يهوديها به حاکم رومي اصرار ميکنند که مسيح کشته بشه، فرياد ميزنند که خونش بر عهده ما و فرزندان ما. که اين به خاطر اينکه باعث احساسات ضد يهودي نشه و هم اينکه بعضيها اعتقاد دارند زياد معتبر نيست، زيرنويس نشده.
Passion هم به معناي لاتينش يعني رنج اينجا استفاده شده.
|
The Passion of The Christ (2004)
official site Starring: James Caviezel, Monica Bellucci, Rosalinda Celentano, Sergio Rubini, Mattia Sbragia Directed by: Mel Gibson |
فيلم اين روزها موضوع خيلي بحثها بوده. وقتي Mel Gibson ميخواسته فيلم رو بسازه، چون کسي فکر نميکرده موفق بشه، هيچ سرمايه گذاري پيدا نميکنه و فيلم رو با سرمايه شخصي خودش ميسازه. فيلم برداشت از چند تا کتابه ولي در اصل بيشتر قراره وفادار به کتاب مقدس باشه. هيچ بازيگر معروفي هم توش بازي نميکنه. و فيلم پر از خشونته. تقريبا تمام فيلم صحنه شکنجه دادن فجيع مسيحه. و بعضيها با نشون دادن اين همه خشونت مخالف بودن. در ضمن توي فيلم نشون داده ميشه که يهوديها بودن که ميخواستند مسيح کشته بشه. و با اينکه حاکم رومي نميخواست اين کار رو بکنه مجبورش کردند.اين خيلي باعث بحث راجع به اين فيلم شده، چون بعضيها معتقدند ممکنه احساسات ضد يهودي رو بيدار کنه.
بازيگرها با زباني که قائدتا بايد اون موقع حرف ميزدن يعني آرامي در مورد يهوديها، و لاتين براي روميها و بعد فيلم زير نويس انگليسي داره.
تو صحنهاي که يهوديها به حاکم رومي اصرار ميکنند که مسيح کشته بشه، فرياد ميزنند که خونش بر عهده ما و فرزندان ما. که اين به خاطر اينکه باعث احساسات ضد يهودي نشه و هم اينکه بعضيها اعتقاد دارند زياد معتبر نيست، زيرنويس نشده.
Passion هم به معناي لاتينش يعني رنج اينجا استفاده شده.
هفته پيش از mailing list ايرانيهاي اينجا يه mail زده بودن که تو برنامه ۲۰/۲۰، قراره Barbara Walters با فرح مصاحبه کنه. ولي من تو سايت abc نگاه کردم چيزي نبود. معمولا هم از اول هفته تبليغ ميکردند براي برنامه آخر هفته. ولي حتي تا پنجشنبه شب هم تبليغ نکرده بود. ولي خلاصه ديشب يه مصاحبه کوتاه باهاش کرد.
ازش راجع به خواستگاري شاه ازش پرسيد. گفت بهم راجع به ازدواجهاي قبليش توضيح داد و ازم پرسيد حاضري با من ازدواج کني منم گفتم آره!
بعد گفت که آره شاه ميخواست اصلاحات کنه و به زنان آزادي بده و اونا رو تشويق ميکرد که حجابشون رو بردارن، و زمينهايي رو که بيشترش مال آخوندها بود رو ميگرفت و به مردم ميداد. ولي مردم شستشوي مغزي شده بودن. ولي شاه نميخواست براي حفظ تاجش خون مردم رو بريزه.
ازش پرسيد مردم ميگند که شما پول و جواهرات با خودتون خارج کرديد. گفت نه. در برابر کشور و مردم و روح و روانمون که جا گذاشتيم پول و جواهر که چيزي نبود بخوايم برداريم.
ازش راجع به زندگي در قصر پرسيد، گفت قصر ما در برابر قصرهاي ديگه چيزي نبود و اون وسايل طلا نبوده و آب طلا بوده.
هفته پيش از mailing list ايرانيهاي اينجا يه mail زده بودن که تو برنامه ۲۰/۲۰، قراره Barbara Walters با فرح مصاحبه کنه. ولي من تو سايت abc نگاه کردم چيزي نبود. معمولا هم از اول هفته تبليغ ميکردند براي برنامه آخر هفته. ولي حتي تا پنجشنبه شب هم تبليغ نکرده بود. ولي خلاصه ديشب يه مصاحبه کوتاه باهاش کرد.
ازش راجع به خواستگاري شاه ازش پرسيد. گفت بهم راجع به ازدواجهاي قبليش توضيح داد و ازم پرسيد حاضري با من ازدواج کني منم گفتم آره!
بعد گفت که آره شاه ميخواست اصلاحات کنه و به زنان آزادي بده و اونا رو تشويق ميکرد که حجابشون رو بردارن، و زمينهايي رو که بيشترش مال آخوندها بود رو ميگرفت و به مردم ميداد. ولي مردم شستشوي مغزي شده بودن. ولي شاه نميخواست براي حفظ تاجش خون مردم رو بريزه.
ازش پرسيد مردم ميگند که شما پول و جواهرات با خودتون خارج کرديد. گفت نه. در برابر کشور و مردم و روح و روانمون که جا گذاشتيم پول و جواهر که چيزي نبود بخوايم برداريم.
ازش راجع به زندگي در قصر پرسيد، گفت قصر ما در برابر قصرهاي ديگه چيزي نبود و اون وسايل طلا نبوده و آب طلا بوده.
|
Chocolate (2000)
offcial site Starring: Juliette Binoche, Lena Olin, Johnny Depp, Judi Dench, Alfred Molina Directed by: Lasse Hallstrom |
اسم علمي درخت کاکائو هست Theobroma cacao که ميشه غذاي خدايي. و کاشتش رو قبايل Maya شروع کردن. توي فيلم هم از اين استفاده شده. خلاصه که فيلم شاديه، بعدش آدم دلش ميخواد بعدش بره يه ليوان پر Hot Chocolate بخوره. آهنگ فيلم هم خيلي خيلي شاده، يه قسمتهاييش رو رو سايتش که گذاشتم ميتونين گوش کنين
|
Chocolate (2000)
offcial site Starring: Juliette Binoche, Lena Olin, Johnny Depp, Judi Dench, Alfred Molina Directed by: Lasse Hallstrom |
اسم علمي درخت کاکائو هست Theobroma cacao که ميشه غذاي خدايي. و کاشتش رو قبايل Maya شروع کردن. توي فيلم هم از اين استفاده شده. خلاصه که فيلم شاديه، بعدش آدم دلش ميخواد بعدش بره يه ليوان پر Hot Chocolate بخوره. آهنگ فيلم هم خيلي خيلي شاده، يه قسمتهاييش رو رو سايتش که گذاشتم ميتونين گوش کنين
امروز استاد سر کلاس ميگفت تازگي يه مقاله خونده بوده که فقط ۳۲٪ متخصصين کامپيوتر ميتونند binary search رو بدون غلط بنويسند.
از امروز تعطيلات بهاري (Spring Break) شروع ميشه تا دو هفته. هوا هم که فعلا نسبتا بهاري شده. خدا کنه خوب بمونه ما بتونيم يه ذره اين ور اون ور بريم و شايد هم مزاحم دوستان بشيم !!!!
امروز استاد سر کلاس ميگفت تازگي يه مقاله خونده بوده که فقط ۳۲٪ متخصصين کامپيوتر ميتونند binary search رو بدون غلط بنويسند.
از امروز تعطيلات بهاري (Spring Break) شروع ميشه تا دو هفته. هوا هم که فعلا نسبتا بهاري شده. خدا کنه خوب بمونه ما بتونيم يه ذره اين ور اون ور بريم و شايد هم مزاحم دوستان بشيم !!!!
از بس هي همه از کتابهاي فارسي دانشگاهشون تعريف کردند! و منم ديدم نه بابا من اهل کتاب انگليسي خوندن نيستم، گفتم بريم يه سري به کتابخونه دانشگاه بزنيم ببينيم بخش کتابهاي فارسي اينجا چهطوريه. مثل اکثر ساختمونهاي Yale، ساختمون کتابخونه هم پر مجسمه و نقاشيه.
رفتيم سراغ يکي از کسايي که پشت ميزي که کتابا رو ميدادن نشسته بود پرسيديم که بخش کتاباي فارسي کجاست. گفت بايد عنوان کتاب رو search کنيد ببينيد هر چيزي کجاست. ما هم ديدم بهترين انتخاب هدايته. زديم صادق هدايت، ديديم تو قسمت Near East ه کتاباش. رفتيم تو انبار اون قسمت. سالنهاي پر قفسههاي کتاب و همه کتابهاي قديمي. فکر ميکرديم چند تا از اين کتابا هستند که مثلا ۲۰ ساله هيچکي بازشون نکرده. و چندتاشون مثل فيلم Possession توش نامه عاشقانه هست!!!
خلاصه رفتيم اون شمارهاي رو که ديده بوديم پيدا کرديم، ديديم به! اينا همه کتاباي ترجمه شده بود، از هدايت، سيمين دانشور و يکي دو تا هم از بزرگ علوي. همش هم مال عهد بوق!
بعد ديديم از اونجايي که کتابهاي عربي اسلامي شمارهشون با A شروع ميشه شايد فارسي هم با FA شروع بشه رفتيم اونجا، اون قسمت هم فکر کنم فقط يه فرهنگ آريانپور ديديم. من رفتم سر کامپيوتر که چند تا اسم ديگه search کنم مثلا شريعتي. هر چي گشتم ديدم از اون هم همه کتابا ترجمه است و تو بخش جامعه شناسي. اومدم به عليرضا بگم بيخيال بيا بريم. يهو ديدم عليرضا نيست. رفتم همه طبقه رو گشتم. چراغها هم لابد به خاطر کتابها تايمر داشتند و خاموش ميشدن. کلي ترسيده بودم. رفتم طبقه اول گفتم شايد رفته چيزي بپرسه. اونجا هم نبود. داشتم از ترس ميمردم برگشتم بالا. که ديدمش. نگو رفته بود طبقه پايين که با کامپيوتر اونجا دنبال کتاباي دکتر سروش بگرده و ظاهرا مدت زيادي هم نبوده. ولي ديگه انقدر اعصابم خورد شده بود که کلا از خير کتاب گذشتيم!! اينم ماجراي کتابخوني ما!
از بس هي همه از کتابهاي فارسي دانشگاهشون تعريف کردند! و منم ديدم نه بابا من اهل کتاب انگليسي خوندن نيستم، گفتم بريم يه سري به کتابخونه دانشگاه بزنيم ببينيم بخش کتابهاي فارسي اينجا چهطوريه. مثل اکثر ساختمونهاي Yale، ساختمون کتابخونه هم پر مجسمه و نقاشيه.
رفتيم سراغ يکي از کسايي که پشت ميزي که کتابا رو ميدادن نشسته بود پرسيديم که بخش کتاباي فارسي کجاست. گفت بايد عنوان کتاب رو search کنيد ببينيد هر چيزي کجاست. ما هم ديدم بهترين انتخاب هدايته. زديم صادق هدايت، ديديم تو قسمت Near East ه کتاباش. رفتيم تو انبار اون قسمت. سالنهاي پر قفسههاي کتاب و همه کتابهاي قديمي. فکر ميکرديم چند تا از اين کتابا هستند که مثلا ۲۰ ساله هيچکي بازشون نکرده. و چندتاشون مثل فيلم Possession توش نامه عاشقانه هست!!!
خلاصه رفتيم اون شمارهاي رو که ديده بوديم پيدا کرديم، ديديم به! اينا همه کتاباي ترجمه شده بود، از هدايت، سيمين دانشور و يکي دو تا هم از بزرگ علوي. همش هم مال عهد بوق!
بعد ديديم از اونجايي که کتابهاي عربي اسلامي شمارهشون با A شروع ميشه شايد فارسي هم با FA شروع بشه رفتيم اونجا، اون قسمت هم فکر کنم فقط يه فرهنگ آريانپور ديديم. من رفتم سر کامپيوتر که چند تا اسم ديگه search کنم مثلا شريعتي. هر چي گشتم ديدم از اون هم همه کتابا ترجمه است و تو بخش جامعه شناسي. اومدم به عليرضا بگم بيخيال بيا بريم. يهو ديدم عليرضا نيست. رفتم همه طبقه رو گشتم. چراغها هم لابد به خاطر کتابها تايمر داشتند و خاموش ميشدن. کلي ترسيده بودم. رفتم طبقه اول گفتم شايد رفته چيزي بپرسه. اونجا هم نبود. داشتم از ترس ميمردم برگشتم بالا. که ديدمش. نگو رفته بود طبقه پايين که با کامپيوتر اونجا دنبال کتاباي دکتر سروش بگرده و ظاهرا مدت زيادي هم نبوده. ولي ديگه انقدر اعصابم خورد شده بود که کلا از خير کتاب گذشتيم!! اينم ماجراي کتابخوني ما!
|
O Brother Where Art Thou (2000)
Starring: George Clooney, John Turturro, Tim Blake Nelson, Holly Hunter, John Goodman Directed by: Joel Coen |
اولاش لهجه شديد جنوبي فيلم باعث شده بود يه مقدار خسته کننده باشه، اما بعد از يه مدتي کلي خندهدار ميشد. فيلم بر اساس کتاب اديسه هومر ساخته شده، که خب من چون نخوندم نميدونم چه ربطي بهش داره!
آهنگهايي که در طول فيلم هست هم خيلي جالبن. اينم يکيش:
|
O Brother Where Art Thou (2000)
Starring: George Clooney, John Turturro, Tim Blake Nelson, Holly Hunter, John Goodman Directed by: Joel Coen |
اولاش لهجه شديد جنوبي فيلم باعث شده بود يه مقدار خسته کننده باشه، اما بعد از يه مدتي کلي خندهدار ميشد. فيلم بر اساس کتاب اديسه هومر ساخته شده، که خب من چون نخوندم نميدونم چه ربطي بهش داره!
آهنگهايي که در طول فيلم هست هم خيلي جالبن. اينم يکيش:
|
21 Grams (2003)
official site Starring: Benicio Del Toro, Sean Penn, Naomi Watts, Clea DuVall, Charlotte Gainsbourg Directed by: Alejandro Gonzᬥz Iitu |
مشهورترين جملهاي که راجع به فيلم گفته ميشه اينه که ۲۱ گرم وزنيه که وقتي کسي ميميره ازش کم ميشه. و اين ۲۱ گرم چيه؟ وزن زندگي؟
اما فيلم براي من پر اعصاب خوردي بود. پر از مردن و زجر کشيدن.
|
21 Grams (2003)
official site Starring: Benicio Del Toro, Sean Penn, Naomi Watts, Clea DuVall, Charlotte Gainsbourg Directed by: Alejandro Gonzᬥz Iitu |
مشهورترين جملهاي که راجع به فيلم گفته ميشه اينه که ۲۱ گرم وزنيه که وقتي کسي ميميره ازش کم ميشه. و اين ۲۱ گرم چيه؟ وزن زندگي؟
اما فيلم براي من پر اعصاب خوردي بود. پر از مردن و زجر کشيدن.
خب ديشب هم اسکار رو ديديم:
۱- تقريبا اول برنامه مجري Billy Crystal گفت امسال بعضيها براي اولين بار نامزد ميشن مثل Keisha Castle-Hughes که ۱۳ سالشه و جالبه ۱۳ سال پيش رييسجمهور Bush بود و ما تازه از جنگ با عراق خلاص شده بوديم!
۲- از ۲۶ تا جايزه اسکار ۷ تاش که مال فيلمهاي انيميشن و مستند و خارجي بود. ميموند ۱۹ تا که ۱۱ تاش رو Lord of the Ring برد.
۳- Charlize Theron بهترين بازيگر زن وقتي جايزه رو گرفت گريهاش گرفته بود و آخرش با گريه از مادرش تشکر کرد و گفت تو به خاطر من خودت رو قرباني کردي. آخه مادرش وقتي اون ۱۵ ساله بوده پدرشون رو که مست بوده و ميخواسته بچهها رو اذيت کنه با گلوله ميکشه و بعد از اون تمام خانواده رو ميگردونده.
۴- هر کي از Lord of the Ring ميومد از يه عالم نفر تو new zealand تشکر ميکرد. Charlize Theron هم گفت خب حالا که از هر کسي از اونجا تشکر شد منم از مردم کشورم South Africa تشکر ميکنم که ميدونم الان دارم تماشا ميکنند. من هفته ديگه اين جايزه رو به اونجا ميارم.
۵- Sean Penn که بهترين بازيگر مرد شد، گفت اگه ما بازيگرها يک چيز رو بدونيم به غير از اين که سلاحهاي کشتار جمعي وجود نداشت، اينه که چيزي به اسم بهترين در بازيگري نيست.
۶- Denise Robert کارگردان بهترين فيلم خارجي گفت از Lord of the Ring هم تشکر ميکنيم که در اين قسمت انخاب نشده بود!
۷- برنده جايزه افتخاري، کارگردان پلنگ صورتي Blake Edwards بود که اولش يه پاش رو گچ گرفته بودن و رو صندلي چرخ دار نشسته بود و با سرعت از يه طرف صحنه وارد شد و خورد به طرف ديگه طوري که ديوار سوراخ شد. و بعد Blake Edwards با پاي سالم ولي با کت گچي اومد که جايزهاش رو بگيره.
۸- Errol Morris تهيه کننده فيلم مستند The Fog of War هم گفت ۴۰ سال پيش پا توي يه سوراخ خرگوش گذاشتيم و تو جنگ ويتنام ميليونها نفر مردند. من نگرانم که بار ديگه داريم همون رو تکرار ميکنيم.
۹- تو قسمت فيلم کوتاه انيميشن هم Adam Elliot از دوست پسر زيباش تشکر کرد.
خب ديشب هم اسکار رو ديديم:
۱- تقريبا اول برنامه مجري Billy Crystal گفت امسال بعضيها براي اولين بار نامزد ميشن مثل Keisha Castle-Hughes که ۱۳ سالشه و جالبه ۱۳ سال پيش رييسجمهور Bush بود و ما تازه از جنگ با عراق خلاص شده بوديم!
۲- از ۲۶ تا جايزه اسکار ۷ تاش که مال فيلمهاي انيميشن و مستند و خارجي بود. ميموند ۱۹ تا که ۱۱ تاش رو Lord of the Ring برد.
۳- Charlize Theron بهترين بازيگر زن وقتي جايزه رو گرفت گريهاش گرفته بود و آخرش با گريه از مادرش تشکر کرد و گفت تو به خاطر من خودت رو قرباني کردي. آخه مادرش وقتي اون ۱۵ ساله بوده پدرشون رو که مست بوده و ميخواسته بچهها رو اذيت کنه با گلوله ميکشه و بعد از اون تمام خانواده رو ميگردونده.
۴- هر کي از Lord of the Ring ميومد از يه عالم نفر تو new zealand تشکر ميکرد. Charlize Theron هم گفت خب حالا که از هر کسي از اونجا تشکر شد منم از مردم کشورم South Africa تشکر ميکنم که ميدونم الان دارم تماشا ميکنند. من هفته ديگه اين جايزه رو به اونجا ميارم.
۵- Sean Penn که بهترين بازيگر مرد شد، گفت اگه ما بازيگرها يک چيز رو بدونيم به غير از اين که سلاحهاي کشتار جمعي وجود نداشت، اينه که چيزي به اسم بهترين در بازيگري نيست.
۶- Denise Robert کارگردان بهترين فيلم خارجي گفت از Lord of the Ring هم تشکر ميکنيم که در اين قسمت انخاب نشده بود!
۷- برنده جايزه افتخاري، کارگردان پلنگ صورتي Blake Edwards بود که اولش يه پاش رو گچ گرفته بودن و رو صندلي چرخ دار نشسته بود و با سرعت از يه طرف صحنه وارد شد و خورد به طرف ديگه طوري که ديوار سوراخ شد. و بعد Blake Edwards با پاي سالم ولي با کت گچي اومد که جايزهاش رو بگيره.
۸- Errol Morris تهيه کننده فيلم مستند The Fog of War هم گفت ۴۰ سال پيش پا توي يه سوراخ خرگوش گذاشتيم و تو جنگ ويتنام ميليونها نفر مردند. من نگرانم که بار ديگه داريم همون رو تکرار ميکنيم.
۹- تو قسمت فيلم کوتاه انيميشن هم Adam Elliot از دوست پسر زيباش تشکر کرد.
