حوصله

بعضی وقتا بی‌حوصله می‌شم.يه موقع‌هايي که باید یه عالم mail بزنم. اما اصلا نمي‌دونم چي بايد بگم؟ و بعد انقدر لفتش مي‌دم تا ديگه روم نشه mail بزنم. يه موقع‌هايي که وقتي ميام دو کلمه حرف بزنم صد بار با خودم مرور مي‌کنم و آخرش هم گند مي‌زنم. یه موقع‌هایی که احساس می‌کنم بی‌هویت شده‌ام. يه موقع‌هايي که نمی‌دونم چیکاره‌ام. يه موقع‌هايي که همش می‌ترسم که هیچی نشم و بعد مي‌بينم اصلا نمي‌دونم اون چیز که خوبه باشم چی هست؟

1 نظر

اعظم said:

وقتی نمی دونی چی باید بگی خب می تونی چیزی نگی، راحت (بعد هم اصلا توجه نکنی چه بی معرفت و اینا)
در مورد بی حوصلگی و احساس هویت از دست دادگی و احساس هیچی نشدن و اینا هم تجربه نشون داده که کاریشون نمی شه کرد هر چند معمولا درگیر روزمرگی شدن و این ها باعث می شه کم رنگ یا حتی بی رنگ شوند اما همیشه هستند.

یادته این شعر را همیشه کی می خونه ؟
گفت آسان گير بر خود کارها کز روی طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمان سختکوش

نظر بدهید


Persian / English

رویا در ۱۴۰ حرف

تماس با من

roya[at]royaa[dot]net

در مورد این مطلب

این صفحه یک مطلب از است که در February 27, 2004 4:03 PMنوشته شده‌است.

حوصله مطلب قبلی است.

حوصله مطلب بعدی است.

مطالب اخیر را در صفحه اصلی یا در صفحه آرشیو همه مطالب را بخوانید.

آرشیو

وب‌لاگ‌ها

Powered by Movable Type 4.21-en