February 2004 Archives

بعضی وقتا بی‌حوصله می‌شم.يه موقع‌هايي که باید یه عالم mail بزنم. اما اصلا نمي‌دونم چي بايد بگم؟ و بعد انقدر لفتش مي‌دم تا ديگه روم نشه mail بزنم. يه موقع‌هايي که وقتي ميام دو کلمه حرف بزنم صد بار با خودم مرور مي‌کنم و آخرش هم گند مي‌زنم. یه موقع‌هایی که احساس می‌کنم بی‌هویت شده‌ام. يه موقع‌هايي که نمی‌دونم چیکاره‌ام. يه موقع‌هايي که همش می‌ترسم که هیچی نشم و بعد مي‌بينم اصلا نمي‌دونم اون چیز که خوبه باشم چی هست؟

The Hours (2002)

Starring: Meryl Streep, Julianne Moore, Nicole Kidman, Ed Harris, Toni Collette
Directed by: Stephen Daldry
اين فيلم داستان زندگي سه تا زنه تو سه دوره مختلف، يکي Virginia Woolf حول و حوش سال‌ ۱۹۴۱ (Nicole Kidman) يکي ديگه Laura Brown سال ۱۹۵۱ (Julianne Moore) و يکي ديگه Clarissa Vaughan سال ۲۰۰۱ (Meryl Streep). داستان‌هاي زندگي هر سه تا به طور موازي نشون داده مي‌شه در حالي که ويرجينيا وولف داره داستان Mrs. Dalloway رو مي‌نويسه و چند سال بعدش که خودش رو توي رودخونه غرق مي‌کنه. لورا بروان داره همون کتاب رو مي‌خونه و تصميم داره با خوردن قرص خودش رو بکشه. و بعد کلاريسا که ويراستاره و شوهر سابقش نويسنده است و اونو Mrs. Dalloway صدا مي‌زنه و ايدز داره و با مرگ دست به گريبان.
داستان‌هاي زندگي هر سه تا به طور موازي نشون داده مي‌شه در حالي که ويرجينيا وولف داره داستان Mrs. Dalloway رو مي‌نويسه و چند سال بعدش که خودش رو توي رودخونه غرق مي‌کنه. لورا بروان داره همون کتاب رو مي‌خونه و تصميم داره با خوردن قرص خودش رو بکشه. و بعد کلاريسا که ويراستاره و شوهر سابقش نويسنده است و اونو Mrs. Dalloway صدا مي‌زنه و ايدز داره و با مرگ دست به گريبان.
فعلا زياد راجع به فيلم نمي‌نويسم. فقط راجع به زندگي ويرجينيا وولف بگم. باباش نويسنده و اديتور بوده. و خيلي زندگي تجملي داشته که خيلي بدش ميومده از اين جور زندگي. مخصوصا که برادراش مي‌تونستند برن مدرسه ولي اون چون دختر بوده نمي‌ره. پدر و مادرش هر دو ازدواج دومشون بوده و بهمين خاطر سنشون زياد بوده و از ازدواج‌هاي قبليشون بچه داشتند که ظاهرا يکي از اينا تو بچگي به ويرجينيا تجاوز مي‌کنه. تو سن خيلي کم هم مادر و هم پدر و هم يکي از خواهراش مي‌ميرن. و همه اينا باعث مي‌شه مشکلات رواني زيادي داشته باشه. بعد از مرگ پدر و مادرش با برادر و خواهراش و چند تا از همکلاسي‌هاي برادرش تو Cambridge يه گروه روشنفکري تشکيل مي‌دن که اونجا اکثرا bisexual بودن و تو اون گروه هم sex آزاد داشتن يعني همه با همه ارتباط داشتن! از اون جا اين نويسنده مي‌شه و خواهرش نقاش. ولي بعد برادرش مي‌ميره و خواهرش ازدواج مي‌کنه و خودش هم همين‌طور. بعد از اون شروع مي‌کنه به چاپ کتاب‌هاش. و خودشون يه چاپ‌خونه مي‌زنن ولي مشگلات رواني ويرجينيا همچنان بوده، با همه حتي کسايي که دوستشون داشته مثل شوهرش بد برخورد مي‌کرده. سه بار دست به خودکشي مي‌زنه و خيلي هم علاقه به رابطه با زن‌ها داشته.

خب انگار خيلي وقته ننوشته‌ام.
يه مدته که عليرضا داره مطالبش رو تايپ مي‌کنه و من با کامپيوتر کار نمي‌کردم. البته حالا مي‌گم يه مدت، اين مدت براي من که هيچ‌ کاري بدون کامپيوتر نمي‌تونم بکنم زياد گذشته.
خب تو اين مدت، ميان ترم Java دادم. انقدر سوالاش آسون بود که خنده‌ام گرفت وقتي برگه رو ديدم. ۳ تا سوال بود که يکيش اين بود که مي‌خوايم جاي متغيرهاي a و b رو با هم عوض کنيم اينو نوشتيم : a=b ; b=a مشکلش چيه!!!
ولي خب يه دو سه جلسه‌ است که شروع شده به چيزهايي که ديگه بلد نيستم.

ديگه کامنت‌هام رو دست‌کاري کردم که فارسي مي‌شه توش نوشت.

يه گردهمايي بود براي دانشجوهاي خارجي در مورد مسائل ويزا. قرار بود رييس دانشگاه هم بياد که نيومد. هر کسي ميومد و مشکلاتش رو با ويزا مي‌گفت. خب چيني‌ها و ايراني‌ها فکر کنم پرجمعيت‌ترين گروهي هستند که اين مشکل رو دارن. کسايي که رفتن به کشورشون و اون‌ جا گير کردن و چون پولشون از يه پروژه ميومده و حالا ديگه نبودند استاد هم پروژه رو داده به کس ديگه و وقتي برگشتد ديگه پول ندارند. يا اينکه خونه خودشون به کنار، حتي نمي‌تونند برند هيچ کنفرانسي خارج از امريکا. و خب خيلي چيزا رو از دست مي‌دن.
چيزي که مي‌خواستند اين بود که رييس دانشگاه اول از همه اهميت دانشجوهاي بين‌المللي رو به طور واضح اعلام کنه. و بعد يه ايده‌اي هم که مطرح شده اينه که بتوني تقاضاي ويزا رو همين جا بکني و clearance رو هم اينجا چک کنند که تا وقتي مطمئن نشدي از کشور خارج نشي.

آخر هفته هم که دانشگاه فيلم Kill Bill رو ديديم و دو تا هم فيلم گرفتيم. مي‌خواستيم ده فرمان کيشلوفسکي رو بگيريم، اسم اصليش رو يادمون نيومد يارو هم اشتباهي بهمون ده فرمان قديمي که راجع به زندگي موسي است رو داد!

براي فيلم‌ها هم نظر خواهي گذاشتم که البته يه مشکل مسخره داره که نمي‌دونم از کجاست.

تکميل: مشکل نظزخواهي رو درست کردم. ولي هنوز نمي‌دونم دليلش چيه. يه جا گذاشته بودم رنگ background رو سفيد گذاشته بودم. و اين نمي‌دونم جرا باعث شده بود که يه سري جمله‌ها اول ديده نشن، البته کافي بود تا يه بار scroll مي‌کردي به پايين صفحه و بر مي‌گشتي تا اون جمله‌ها ظاهر بشن!! خلاصه که اينو حذف کردم و درست شد.

White (1993)

Starring: Zbigniew Zamachowski, Julie Delpy
Directed by: Krzysztof Kieslowski
فيلم سفيد که قسمت دوم سه رنگ کيشلوفسکي است، راجع به Karol ، يه آرايشگره لهستانيه که زنش که فرانسويه ازش طلاق مي‌گيره و همه چي از پول و حق کار و اينا رو هم ازش مي‌گيره. اونم بعد از آشنايي با قمارباز لهستاني ديگه به لهستان برمي‌گرده و اون‌جا شروع مي‌کنه به کار کردن تا بتونه انتقامش رو از زنش بگيره.
اين سه رنگ آبي و سفيد و قرمز سه رنگ پرچم فرانسه هستند و رنگ سفيد نشونه برابري است. اما کيشلوفسکي اينجا برابري رو به معني تصفيه حساب و انتقام نشون مي‌ده
Kill Bill Vol. 1 (2003)    official site

Starring: Uma Thurman, David Carradine, Lucy Liu, Michael Madsen, Sonny Chiba
Directed by: Quentin Tarantino
فيلم راجع به يه دختره است که سابقا آدمکش بوده و رييس سابقش به اسم Bill ۴ بهش خيانت مي‌کنه و ۴ نفر آدمکش رو مي‌فرسته که توي مراسم عروسيش بکشنش. توي اون مراسم ۹ نفر کشته مي‌شن ولي دختره که حامله هم بوده ۴ سال به کما مي‌ره، بعد از ۴ سال که به هوش مياد، يادش مياد که بچه‌اش و شوهرش همه مردن و تصميم مي‌گيره که بره و از همه اونا انتقام بگيره. نفر اول يه دختر ژاپنيه که سردسته آدم‌کشاي اون‌جاست. نفر دوم هم يه دختر ديگه‌ است که حالا بچه‌داره. بقيه ماجرا قراره تو قسمت دوم اتفاق بيفته.
فيلم پر از خون و خون ريزي و آدم‌کشيه. در واقع يه جور به نظر هجو همه اين جور فيلم‌ها مياد. ايده‌ها بد نبودند و اون‌قدر کشتن‌ها اغراق شده بود که تبديل به کمدي شده بود. يعني تو سينما همه مي‌خنديد ولي من که از ديدن اون همه خون خنده‌ام نمي‌گرفت!!! ولي ارزش ديدن رو داره.
Maryam (2002)   official site

Starring: Mariam Parris, David Ackert, Shaun Toub, Shohreh Aghdashloo, Maziyar Jobrani
Directed by: Ramin Serry


مريم داستان يه خانواده ايرانيه در امريکا تو سال‌هاي اول انقلاب. پسر عموي مريم براي درس خوندن مياد امريکا. علي، پسرعموش که خيلي انقلابيه، يه مشکلاتي هم با باباي مريم داره و اونو مسوول کشته شدن باباش به دست ساواک مي‌دونه. همون موقع شاه تو نيويورکه و بعدش مساله گروگانگيري مي‌شه. و فيلم يه جور پيچيدگي موقعيت يه دختر ايراني-امريکايي تو برخورد با آدم‌هايي که تروريست مي‌دونش و پسر عموي انقلابيش رو نشون مي‌ده.
ظاهرا کارگردان فيلم يعني رامين سري، فيلم رو دقيقا از رو تجربه خودش برداشته. خودش که پدر و مادرش هردو دکتر بودن براي ادامه تحصيل ميان امريکا. و توي همون ماجراي گروگانگيري از طرف همکلاسي‌هاش کلي اذيت مي‌شده. مادر مريم، شهره آغداشلو و پسر عموش David Ackert نوه روح‌الله خالقيه.
The Quiet American (2002)   

Starring: Michael Caine, Brendan Fraser, Rade Serbedzija, Do Hai Yen, Do Thi Hai Yen
Directed by: Phillip Noyce
اين فيلم بر اساس کتاب The Quiet American نوشته Graham Greene که خودش مامور اطلاعاتي بوده درست شده. داستان يه روزنامه‌نگار انگليسي که تو ويتنام کار مي‌کنه و عاشق يه دختر ويتناميه. اما يهو همه چي عوض مي‌شه، به مرد امريکايي هم اونجا مياد که اون هم عاشق دختره مي‌شه و از طرفي از روزنامه‌اش مي‌خوان که برگرده چون تا حالا خوب کار نکرده. توي اين موقعيت که از طرفي سعي داره دختره رو نگه داره و از طرفي گزارش‌هاي بهتري تهيه کنه، مي‌فهمه که آمريکايي‌ها چه‌طور در ويتنام دخالت مي‌کنند طبق معمول با هدف آوردن دموکراسي ولي در واقع با کشتن آدم‌هاي بيگناه.
از اين فيلم هم خوشم اومد، خيلي خوب بازي مي‌کنه، يه آدم خسته. ظاهرا توي کتاب نقش منفي آمريکايي‌ها خيلي غليظ بوده و کاملا منفي بودن، ولي توي فيلم تا مدت زيادي هيچ احساس منفي‌اي وجود نداره. و اين به نظرم بيشتر واقعيش مي‌کنه.

خب امروز خودم رو کشتم تا بالاخره يکي از چيزايي که مي‌خواستم به وب‌لاگم اضافه کنم رو درست کنم.
مي‌خواستم توي صفحه اصلي وب‌لاگم نشون بده که آخرين فيلمي که راجع بهش نوشته‌ام چي بوده. به همين خاطر بايد مي‌فهميدم SSI چيه و تازه بعدش يه cgi مي‌نوشتم تا اين کار رو بکنه. خلاصه که الان همون‌طوري که مي‌بينيد، آخرين مطلب رو با عکسش نشون مي‌ده.
به نظرتون خوب شده؟
يه چيزي که اين‌جا تازه بعد ۸ سال درس خوندن فهميدم اينه که هميشه بايد قبل از آخرين جلسه‌اي که مهلت تحويل دادن تمرين‌هاست، سعي کني اون‌ها رو حل کني. در اون صورت وقت داري اگه به مشکلي برخوردي بپرسي. و اگه مثل اين‌جا تعداد زيادي از بقيه دانشجوها اين کار رو کردن، و وقتي اونا يه چيزي مي‌پرسن از باغ پرت نيستي.
در راستاي همين موضوع ديروز بايد همه تمرينام رو حل مي‌کردم که خوشبختانه خيلي آسون بودند.
خلاصه اينکه تو تعطيلات دو تا فيلم ديدم، يکي Amelie و يکي ديگه هم The Quiet American. که هنوز وقت نکردم دومي رو بنويسم.

خب يه آخر هفته ديگه هم گذشت. البته امروز President's day بوده مثلا و قرار بوده تعطيل باشه، اما ما که تعطيل نبوديم! نمي‌دونم همه دانشگاها اينطورين يا فقط اينجا اين‌طوريه، ولي اينجا که يه روز هم تعطيلي مفت و مجاني نمي‌دن!! يعني اگه يه روز هم قرار باشه که تعطيل باشه، مثلا روز Martin Luther King، کلاسهايي که اون روز تشکيل نشدن، يکي از روزهاي قبلش يا بعدش که خود دانشگاه مشخص مي‌کنه تشکيل مي‌شن.

شنبه هم که valentine بود. اينجا همه چيز در راستاي اينه که آدما بيشتر خريد کنند!! درست از بعد از کريسمس، تمام مغازه‌ها چيزاشون رو به مناسبت valentine تغيير دادن. مارک‌هاي مختلف شکلات، شکلات‌هاي مخصوص زدن که مثلا قرمزن يا شکل قلبن!
البته خب از طرفي اين باعث مي‌شه که يه شادي‌اي حاکم باشه البته براي اونيي که کسي رو دارن!! ولي خب غير منتظره بودنش رو از بين مي‌بره. ديگه اون‌طور نيست که آدم‌ها منتظر باشن ببينن طرف يادش هست يا نه، و فقط منتظرن ببينن چي براشون مي‌خره!

Amelie (2001)   

Starring: Audrey Tautou, Mathieu Kassovitz, Rufus, Lorella Cravotta, Claire Maurier
Directed by: Jean-Pierre Jeunet
فيلم راجع به Amelie يه دختريه که مامانش زود مي‌ميره و باباش هم که يه دکتره اصلا باهاش ارتباط برقرار نمي‌کنه و به همين خاطر اون خيلي تنها بزرگ مي‌شه. چون با هيچ‌کس نمي‌تونسته خوب ارتباط برقرار کنه خيلي خيال‌پرداز مي‌شه. اما يه اتفاق باعث مي‌شه که متوجه بشه کمک کردن به ديگران و شاد کردن زندگي اونا خيلي شادي‌اوره. به همين خاطر از اون به بعد شروع مي‌کنه و زندگي آدم‌هاي دور و برش رو شاد مي‌کنه ولي بعد مي‌فهمه که بايد به فکر شاد کردن زندگي خودش هم باشه.
خيلي خيلي فيلم جالبي بود. يکي از اون فيلم‌هايي که به من انرژي مي‌دن. پر رنگ و حرکت. پر جزئيات قشنگ. يه چيز جالب هم راجع به کارگردان فيلم بود. باهاش مصاحبه مي‌کرد، مي‌گفت من از اين کارگردان‌هايي که ۵ ساعت فيلم مي‌گيرن، دو ساعت از توش در ميارن! مي‌گفت ديگه وقتي اومدي سر صحنه موقع فکر کردن نيست. خودش تمام صحنه‌ها رو يکي يکي کشيده بود و همه چي از قبل معلوم، طول سکانس، وضعيت بازيگرا و جتي زاويه دوربين. اينم يه عکس از نقاشي‌هايي که براي يه صحنه کشيده بوده:

بعد از پيشنهاد کتاب‌دار براي اينکه تو فارسي هم چيزي شبيه پروژه گوتنبرگ داشته باشيم، سعي کرديم همچين ايده‌اي رو پياده کنيم. يعني جايي داشته باشيم که هرکسي کتابي رو داره اون رو تايپ کنه و گذاشته بشه روي اينترنت، تا همه بتونن ازش استفاده کنن.
قرار بود اينجا يه همچين چيزي باشه. البته نمي‌دونم آيا الان مي‌شه گفت داره اين هدف برآورده مي‌شه يا نه. چون به نظرم در صورتي مي‌شه گفت که موفق بوده که تعداد زيادي مخاطب داشته باشه، هم کساني که کتاب‌ها رو بر مي‌دارن، و مهم‌تر از اون کساني که متن‌هايي رو تايپ کنند.
توي اين کتاب‌خانه باني‌تک الان مشکلاتي وجود داره، مثل اين‌که به نظر خودم هم متن کتاب‌ها به صورت txt همچين بيريخته.
اما بعضي وقت‌ها فکر مي‌کنم آيا اصلا همچين چيزي تو ايران ممکنه؟ مگه کلا چند نفر کتاب‌خون هستند که چند نفر از اونا از اينترنت هم استفاده کنن که چند نفر از اونا وقت داشته باشن و بخوان يه کتابي رو بشينن تايپ کنند؟
و يه مساله ديگه اين‌که ظاهرا فقط کتاب‌هايي رو مي‌شه گذاشت که حداقل ۳۰ سال از انتشارشون گذشته باشه. و کتاب‌هايي که ۳۰ سال پيش چاپ شدن واقعا چند‌تا هستند که اون قدر جذاب باشن که کسي بخواد اونا رو بخونه که .....
دوست دارم نظر بقيه رو بدونم. اين‌که به نظرتون همچين چيزي چقدر خوبه و ممکنه موفق بشه؟

اين‌جا تعداد زيادي برنامه داره، که يه عده ملت رو مي‌ذارن سر کار و بعد اين جريان سر کاري رو نشون مي‌دن. فکر کنم به اينا بگن reality show. حالا يه موقع راجع به چند تاش مي‌نويسم.
يکي از اين برنامه‌ها، America's Next Top Modelه. تو اين ۱۰ تا دختر رو انتخاب کرده بودن، تا از اينا يه نفر به عنوان مدل انتخاب بشه. براي غير مطلعين هم بگم که مدل در واقع کسيه که خوشگل و خوش‌اندامه، لباس مي‌پوشه و توي fashion ها لباس‌ها رو نشون مي‌ده، و خب قاعدتا براي مجله‌ها، تبليغ‌ها، و حتي بعضي از مراسم هم کاربرد داره!!! مثلا مجري همين برنامه‌اي که مي‌گم،که خودش يه مدله، جزو کسايي بود که تو Golden Glob جايزه‌ها رو اعلام مي‌کرد.
به اين خاطر که اينا بايد جاهاي مختلفي برن بايد خصوصيات مختلفي داشته باشن و فقط خوشگلي مهم نيست!!! مثلا طرز راه رفتن، مثلا شجاع بودن، قوي بودن،..
حالا اينا رو گفتم که بگم، اين دفعه يکي از شرکت کننده‌ها هم يه دختر ايرانيه، به اسم سارا. که پدرش ايرانيه و مامانش فکر کنم امريکايي. به باباش اصلا نگفته که کجا مي‌ره، چون اصلا موافقت نمي‌کرده. ولي جالبه که خيلي خودش رو ايراني مي‌دونه. تو اين قسمتش، ازش پرسيد که چرا اومدي اينجا، گفت مي‌خوام نماينده يه زن Middle east باشم!!! و به ايراني بودنم افتخار مي‌کنم ولي تو فرهنگ من مدل بودن خيلي بد حساب مي‌شه!

خب اول از همه اين که من تا حالا همش شک داشتم که جواب کامنت‌ها رو کجا بدم. اما از اين به بعد سعي مي‌کنم تا جايي که مي‌شه تو خود نظر خواهي‌ها جواب مي‌دم.

اين‌جا يه مراسمي که هر ماه هست، مراسم اولين جمعه (First Friday) است. First Friday هر ماه توي محل تجمع دانشجوهاي تحصيلات تکميلي (McDougal Graduate Center) برگزار مي‌شه. کلش در واقع يعني خوردن! يه مقدار نوشيدني و خوردني مي‌ذارن و همه جمع مي‌شن و مي‌خورن و با هم حرف مي‌زنند. براي خيلي‌ها اين‌جا جاي خوبيه که بتونن دوست دختر، دوست پسر پيدا کنن!! و براي ما از پل گذشته‌ها!!‌هم که خب البته خوردني مجاني‌اش خوبه! اما خارج از شوخيش براي من جالبيش تنوع خوردني‌‌هاست. اکثر موقع‌ها که بالاخره يه مراسمي هست و خوردني‌ها به تناسب اون هستند. بقيه وقت‌ها هم غذاها مال يه منطقه خاصه. مثلا تو اکتبر، Oktoberfest بود. که در واقع مراسم شروع پاييزه در Bavaria در آلمان. و مخصوص خوردن آبجو. و بنابراين نوشيدني اصلي آبجو بود و خوردني‌ها هم آلماني.
دسامبر هم که هم خوردني‌هاي کريسمس و Eggnog. البته چون نزديک Hanukkah (يه عيد مهم يهودي‌ها) هم بود روي يه ميز هم يه menorah ۰ از اون شمعدون‌هاي معروفشون) گذاشته بودند.
ژانويه هم غذاهاي tropical بود (نمي‌دونم دقيقا چي‌ مي‌شه) . به همه از اين گردنبند‌هاي رنگي که بازم نمي‌دونم اسمشون چيه مي‌دادن. بالاخره پيدا کردم اسمشون هست lei.

براي فوريه هم که خب چون نزديک valentine ه، يه عالم شکلات بود. يه ظرف ميوه از موز و توت‌فرنگي و برگه‌هاي آلو گذاشته بودند که مي‌زدني توي شکلات و مي‌خوردي. خيلي خوشمزه بود. نوشيدني هم hot chocolate بود. الان نگاه کردم که اسم اون دفعه بوده Fondue Night. که اين هم يه پنيري بود که سيب‌زميني رو مي‌زدن توش مي‌خوردن.

The Son's Room (2001),   official site(Italian)

Starring: Laura Morante, Nanni Moretti, Guiseppe Sanfelice, Claudi Della Seta, Stefano Accorsi
Directed by: Nanni Moretti
اين فيلم داستان يه روانشناسه. که ما اول صحنه‌هايي از ارتباطش با مريض‌هاش و همين‌طور خانواده‌اش، يعني زنش و دختر و پسرش مي‌بينيم. يه روز تعطيل درست بعد از اين که به پسرش پيشنهاد مي‌ده که با هم برن بدوند، يکي از مريضاش زنگ مي‌زنه که بره ببينتش. اون هم مي‌ره و پسرش هم مي‌ره با دوستاش غواصي و تو يه حادثه مي‌ميره. بقيه داستان شرح برخورد افراد خانواده با اين موضوع و مخصوصا اين دکتره و ارتباطش با مريض‌هاشه. خوشم اومد از اين فيلم هم. البته اين که ايتاليايي بود، و بايد زيرنويس مي خوندي يه مقدار بد بود.
Spirited Away (2002),   official site

Starring: Daveigh Chase, Michael Chiklis, Susan Egan, Lauren Holly, Jason Marsden
Directed by: Hayao Miyazaki
اين کارتون داستان يه دختره به اسم Chihiro، که با خانواده‌اش دارن به يه شهر ديگه مي‌رن. سر راه يه تونل عجيب مي‌بينند و از سر کنجکاوي مي‌رن ببينند اون طرفش چه خبره. وقتي مي‌رن اون‌ور مي‌بينند که يه شهر بدون ساکنه. دختره تمام مدت مي‌ترسه و اصرار داره که برگردند. ولي پدر مادره مي‌شينند و تو يه رستوراني شروع مي‌کنند به خوردن. و بعد از مدتي تبديل مي‌شن به خوک. همون موقع شب مي‌شه و روح‌ها سر و کله‌شون پيدا مي‌شه. معلوم مي‌شه که اون جا شهر روح‌هاست. Chihiro از طرفي مي‌ترسه و از طرفي مي‌خواد پدر مادرش رو نجات بده. کارتون جالبي بود. هر لحظه‌اش ياد بازي‌هاي کامپيوتري مي‌افتادم. هر بار يه مساله حل مي‌شد و مي‌رفتي به مرحله بعد. پر جزئيات قشنگ. داستان به وضوح در بدي طمع به مال دنيا و تحسين مهربونيه. به خاطر همين داستان ساده تقريبا موضوعي اتفاق نمي‌افته که بترسي که واي بعدش چي‌ مي‌شه.

يکي از دلايل اينکه عقبم حسابي از درسام هم پروژه جديدمه! رفتم براي مرکز فيلم دانشگاه پول دادم که براي يه ترم مي‌تونم شبي دو تا فيلم بگيرم. و خلاصه تا حالا چند تا فيلم ديدم. بعد ديدم خوبه راجع به همه‌شون بنويسم. حداقل قسمتي از داستانش رو تعريف کنم. بيشتر براي خودم! که بعدا يادم باشه چي‌ها ديدم. خلاصه يه چيزي درست کردم. اشکال هنوز داره و نظرياتم که خب با توجه به اينکه اصولا من تا حالا زياد اهل فيلم ديدن نبوده‌ام تکليفش معلومه. بهر حال از نظرات خوشحال مي‌شم.
فيلم بلاگ من

Notting Hill (1999)

Starring: Julia Roberts, Hugh Grant, Hugh Bonneville, Emma Chambers, Rhys Ifans
Directed by: Roger Michell
تو اين فيلم Julia Roberts يه هنرپيشه معروف هاليوودي بوده که اومده بود انگليس فيلم بازي کنه و اونجا با Hugh Grant که يه کتاب فروشي داره آشنا مي‌شه. همين‌طور با خانواده‌اش که خيلي ساده و مهربون هستند و همش به فکر هم هستند. و عاشق سادگي خود پسره و خانواده‌اش مي‌شه. داستان فيلم يه جوري خيلي هاليووديه. ولي خب قشنگ و احساس‌ برانگيزه.

هر چه‌قدر هم درساي جالب داشته باشم بازم نمي‌شه که عقب نباشم.
Java که خيلي بچه‌گونه‌ است. در واقع درس آشنايي با برنامه نويسيه. و براي ما که از Basic تا C که خواستيم ياد بگيريم بازم بايد اصول برنامه‌نويسي رو بهمون ياد مي‌دادن ديگه يه ذره حال به هم زنه!!! تا حالا برنامه‌هاي خيلي پيشرفته‌اي از جمله جمع زدن رقم‌هاي يک عدد، تبديل فوت به متر و ... نوشته‌ام. البته همه کلاساش رو مي‌رم چون درس دادنش جالبه. مدل درس دادنش اينه که صفحه يه اديتور رو باز مي‌کنه و صورت يه مساله رو مي‌گه و همون طور حرفاش رو تايپ مي‌کنه. بعد از بچه‌ها مي‌پرسه که ايده‌هاشون رو بگن. تمام ايده‌هاي خوب و نکاتي که پيش مياد رو مي‌نويسه و همين طور يه برنامه رو کامل مي‌کنه. مي‌بينم که واقعا چي‌ مي‌شه که خلاقيت به وجود مياد. برنامه‌هايي که ما راه حل‌هاي کلاسيک براش رو فوت آبيم، با امکانات Java کلي متفاوت مي‌نويسه.
Data Mining هم که خيلي خيلي خسته کننده است. اون روز که از کلاس مي‌اومدم بيرون يکي از بچه‌هاي کلاس که همه هم دانشجوي Graduate هستن، به دوستش مي‌گفت This is the most painful class I've ever had!!! هي مي‌خوام بشينم خودم يه چيزايي بخونم ولي امان از تنبلي.
کلاس تاريخم هم رسيده به بعد از جنگ جهاني اول. نمي‌رسم کتاب و مقاله‌هاش رو بخونم. (طبق همون قاعده که اول گفتم) ولي سر کلاسش خوبه. اين روزا همش از اين حرص مي‌خورم که چه قدر عرب‌ها و اگه بخوام ديني بدونم ما مسلمون‌ها بي‌عرضه بوده‌ايم. در واقع انگليس خيلي هم طرفدار يهودي‌ها نبوده که اون جا رو دو دستي بهشون داده باشه. برعکس کلي احساسات ضد يهودي توشون زياد بوده. ولي تو مذاکرات به قول استاده، عرب‌ها هيچ وقت قوانين بازي رو بلد نبودند. هيچ‌ کس رو نداشتن که بتونه حتي انگليسي حرف بزنه، و بعد مثلا تو يکي از اين مذاکرات نماينده يهودي‌ها استاد دانشگاه Manchester و حسابي وارد به همه اصول Bussiness و سياست بوده.

One Hour Photo (2002)

Starring: Robin Williams, Connie Nielsen, Michael Vartan, Dylan Smith, Andrew A Rolfes
Directed by: Mark Romanek
داستان فيلم به نظرم نو اومد. Robin Williams که تو يه سوپر مارکت، تو قسمت ظهور عکس کار مي‌کنه و يه آدم مجرد و خيلي تر و تميز و وسواسيه، با يکي از مشتري‌ها ارتباط عجيبي برقرار مي‌کنه. اينا که يه خوانواده‌ان که همون نزديکي زندگي مي‌کنن عکساشون رو چند ساله که اون جا چاپ مي‌کنن. Sy (همون Robin Williams) از تمام عکساي اونا يه سري هم براي خودش چاپ کرده و همه اعضاي خونواده رو مي‌شناسه. و خودش رو جز خونواده حساب مي‌کنه. اما اتفاقاتي باعث مي‌شه که اون مجبور به دخالت تو اون خانواده بشه. به نظر من خيلي خيلي فيلم جالبي بود. و طبق معمول اين فيلم‌هاي امريکايي هم وقتي تنهايي يا بدبختي يه نفر رو نشون مي‌دن، حسابي اشک آدم رو در مي‌آرن
Good Will Hunting (1997)

Starring: Matt Damon, Robin Williams, Ben Affleck, Minnie Driver, Stellan Skarsgard
Directed by: Gus Van Sant
تو اين فيلم، Matt Damon نقش يه پسري رو بازي مي‌کنه که تو MIT زمين‌ها رو تميز مي‌کنه. يک‌بار يکي از استاداي رياضي يه سوال خيلي سخت رو تخته مي‌نويسه، و صبح که ميان مي بينند حل شده. و هر چي ميپرسن کسي تو کلاس حل نکرده بوده. يه سوال ديگه مي‌نويسن رو تخته و اين بار همون پسره رو در حالي که داشته سوال رو مي‌نويسه مي‌بينه و مي فهمه که خيلي پسر نابغه‌اييه. از اون طرف پسره که تو خيابون با چند تا پسره که يه دختره رو اذيت کرده بودند کتک کاري کرده بود مي‌افته زندان. اين استاده که جايزه Fileds رو گرفته مياد و با اين شرط که اين باهاش کار کنه و در ضمن هفته‌اي يک بار بره پيش يه روانشناس اونو آزاد مي‌کنه. پسره هم همه روانشاناسا رو مي‌ذاره سر کار. تا اين که استاده مي‌ره سراغ يه همکلاسي قديمي خودش که همون Robin Williams باشه. و اون باهاش حرف مي‌زنه تا بفهمه که واقعا چي‌ مي‌خواد. فيلم جالبيه. مخصوصا حرفاي اين روانشناسه.اما اين قسمت رياضي نوشتن و جايزه feilds و خيلي نابغه بودن پسره يه مقدار مسخره است. البته شايد براي کسايي که به طور عادي فيلم رو مي‌بينن نه. ولي کسايي که مي‌دونن چه جور کسايي fields مي‌گيرن يا مي‌فهمن که يکي از مساله‌هايي که حل مي‌شه ساده کردن يه کسره! خب خنده‌داره!
Lost in Translation (2003)

Starring: Scarlett Johansson, Bill Murray, Anna Faris, Giovanni Ribisi, Fumihiro Hayashi
Directed by: Sofia Coppola
فيلم توي توکيو مي‌گذره. Bill Murray نقش يه بازيگر امريکايي رو بازي مي‌کنه که براي ساختن يه تبليغ تجاري دعوتش مي‌کنن ژاپن. از اون طرف Scarlett Johansson هم در نقش يه دختري بازي مي‌کنه که فلسفه خونده در دانشگاه Yale! و حالا با شوهرش که براي عکاسي اومده ژاپن اومدن به توکيو. فيلم همون طور که از اسمش معلومه راجع به موقعيت اين دو تاست توي کشوري که زبان مردمش رو بلد نيستند و البته نه تنها اين، در واقع توي دنيايي زندگي مي‌کنن که حتي هم زبوناشون هم حرفشون رو نمي‌فهمن. مثلا شوهر Scarlett Johansson و زن Bill Murray. و اين دو تا با هم آشنا مي‌شوند و به خاطر موقعيت مشترکشون به هم ديگه نزديک مي‌شن. فيلم خوبي‌ بود به جز اينکه به نظر من خيلي کشدار اومد! توي فيلم خيلي هم به نظرم ژاپني‌ها رو تحقير کرده بود. که همه‌اش مقلد آمريکا و محو همه چيزاي آمريکايي هستن که حتي حاضرن کلي پول بدن بازيگر امريکايي رو بيارن اونجا تا تو تبليغ يه مشروب چند ثانيه بازي کنه!
Confessions of a Dengarous Mind (2002)

Starring: Sam Rockwell, Drew Barrymore, George Clooney, Julia Roberts, Fred Savage
Directed by: George Clooney, Steven Soderbergh
فيلم از روي خاطرات Chuck Barris ساخته شده که تو سالهاي ۷۰-۱۹۶۰ مجري شوهاي تلويزيوني محبوبي بوده. توي فيلم هم Sam Rockwell نقش Chuck رو بازي مي‌کنه. که از طرفي از لحاظ برقرار کردن ارتباط عاطفي مشکل داره و از طرفي هم خيلي دلش مي‌خواد که توي تلويزيون کار کنه. موقعي که خيلي نااميد بوده، Goerge Clooney در نقش يه مامور سازمان سيا مي‌اد و اونو استخدام مي‌کنه که بعدا معلوم مي‌شه براي کشتن آدم‌هايي که آمريکا باهاشون مخالف بوده. بعد از کلي ايده‌هاي مختلف، يکي از ايده‌هاش که The dating game بوده مي‌گيره و بعد از اون هم تعداد زيادي شو درست مي‌کنه ولي در عين حال هر از گاهي براي ماموريت‌هايي که بهش داده مي‌شده مي‌رفته. Drew Barrymore هم نقش دوست دخترش رو بازي مي‌کنه که خيلي دختر بامزه‌ايه. فيلم در واقع قراره کمدي باشه. اما بيشتر به طنز گرفتن و احمقانه جلوه دادن آدم‌ها و موقعيت‌هاست تا خنده‌دار.

اين sue کردن ظاهرا، خيلي مساله جدي‌ايه اينجا. اين مدت زياد شنيدم راجع بهش.
يکي راجع به دکترها. اين طوري که شنيدم کلي sueشون مي‌کنن. مثلا يه نفر تعريف مي‌کرد که يه کسي که حالا ۲۵ سالش شده بوده رفته از دکتري که به دنياش اورده بوده شکايت کرده بوده که يه مشکلي که حالا داره به دليل زايمان نادرست ايجاد شده! و برنده هم شده بوده. و به همين دليل بيمه دکترها خيلي بالاست چون اگه يه وقت کسي شکايتش به نتيجه برسه بيمه بايد اون پول رو بده.
يا اگه کسي بخواد يه مراسمي يه جا برگزار کنه، بايد حتما سالن رو با قيمت نسبتا بالايي بيمه کنه، چون شايد آتش سوزي بشه. شايد يکي بيفته پاش بشکنه! و اگه غذايي هم باشه که ديگه بدتر. ممکنه کسي مسموم بشه و بره sue کنه!
نمي‌دونم کدوم ورش بهتره. اين جا که اين چيزا باعث مي‌شه کلي کارها سخت بشه و يه جورايي ديگه بعضي جاها مسخره مي‌شه يا اينکه ايران که اصلا هيچ کس هيچ حقي نداره که بخواد بره بگيرتش. همه حتما کلي داستان از اشتباهاي دکترها و ... شنيدن.

تماس با من

roya[at]royaa[dot]net

در مورد این آرشیو

این صفحه آرشیو مطالب February 2004 است که از جدید به قدیم مرتب شده است.

January 2004 مطلب قبلی است.

March 2004 مطلب بعدی است.

مطالب اخیر را در صفحه اصلی یا در صفحه آرشیو همه مطالب را بخوانید.

Powered by Movable Type 4.12